جزوه ریاضی استاد حسنی مقدم شنبه سیزدهم آبان 1391 10:48
برای دریافت جزوه روی دانلود کلیک فرمائید.

دانلود

برای باز کردن جزوه نیاز به برنامه های جانبی می باشد که از لینک های زیر دانلود فرمائید.

نرم افزار winrar v4  پسورد:www.66download.com

نرم افزار پی دی اف خوان Sumatra  پسورد:www.downloadha.com

حجم نرم افزار ها پایین میباشد.

نوشته شده توسط مهیار جوان  | لینک ثابت |

شنبه هجدهم شهریور 1391 14:55
moein

 

نوشته شده توسط مهیار جوان  | لینک ثابت |

متن ترانه های معین(قسمت هفتم) شنبه هجدهم شهریور 1391 14:47

گناه

پيش تو رو سياهم، تو بگذر از گناهم
ندامت رو تو ديدي، تو عالم نگاهم

تو خواستي من نخواستم، با هم باشند دلهامون
نشستي من نشستم، به پاي لحظه هامون

تو بودي من نبودم، ديوونه مثل مجنون
تو موندي من نموندم، به پاي عهد و پيمون

نميشه باور من، کنار من نشستي 
کسي که مي پرستم، تو بودي و تو هستي 

نميشه باور من، هنوز به پام نشستي
چشاتو رو بديهام، تو عاشقونه بستي 
__________________

هیچکی

دو تا چشمام همه جا دنبال تو مي گرده
با نبودنت دلم با غصه ها سر كرده

شب و روز در پي تو من همه جا رو گشتم
يكي گفت غصه نخور اون داره بر مي گرده

زندگي با عشق تو رنگ ديگه داشت برام
رفتي و بدون تو تلخ شده روز و شبام

دل من با هيچ كسي نمي تو نست خو بگيره
شب و روز منتظر و چشم به رات مونده نگام

كسي مثل تو نشد كسي مثل تو نبود
همش از خدا مي خوام كه بيايي زود زود

كاش كه مي شد دوباره باز هم و پيدا بكنيم
سفره عشق مونو با هم ديگه وا بكنيم

كاش تو اين شهر غريب صداي آشنا بياد
دل من هواتو كرده فقط هم تو رو مي خواد

كسي مثل تو نشد كسي مثل تو نبود
همش از خدا مي خوام كه بيايي زود زود 
__________________
دعا


با هم بیا دعا کنیم خدامون رو صدا کنیم
که آسمون بباره، فراوونی بیاره
ازش بخواییم برامون سنگ تموم بذاره
راههای بسته باز شه، هیچ کی غریب نباشه
صورت و شکل هیچ کس مردم فریب نباشه

شفا بده مریضو، خط بزنه ستیزو
رو هیچ دیوار و بومی، نخونه جغد شومی
دعا کنیم رها شند، اونا که توی بندند
از بس نباشه نا اهل، زندونها رو ببندند
خودش می دونه داره هرکسی آرزویی
این باشه آرزومون نریزه آبرویی

سیاه و سفید یه رنگ بشه، زشتیهامون قشنگ بشه
کویرها آباد بشند، اسیرها آزاد بشند 
__________________

سافر

[دکلمه مولود زهتاب]
تا کی جفا کشم ز تو ای بی وفا برو
بگذاشتم به مدعیان مدعا برو
دشمن نکرد آنچه تو کردی به دوست
بیگانه هم نکرد
برو ای بی وفا برو
امید صلح نیست دگر نیست نیست نیست
منشین،منشین برو برو برو
ای بی وفا برو

[دکلمه معین]
هر يار اهل نيرنگ، هر دوست اهل حيله
با پشت خورده خنجر، موندم تو اين قبيله
[آواز]
راتو برو مسافر، برگشتنت عذابه
من تشنه لب تکيدم، آب اين طرف گِل آبه
از دورها چه زيباست، امواج آبي عشق
اما دريغ و افسوس، چون مي رسي سرابه

هر يار اهل نيرنگ، هر دوست اهل حيله
با پشت خورده خنجر، موندم تو اين قبيله
نشنيده ام من از تو، يک حرف از صداقت
افسانه هاي دل را، بردم به سوي ظلمت
زهر است در دل جام، ريزي چو باده در كام
گويند نوش و در دل، صدها هزار دشنام

راتو برو مسافر، برگشتنت عذابه
من تشنه لب تکيدم، آب اين طرف گِل آبه
از دورها چه زيباست، امواج آبي عشق
اما دريغ و افسوس، چون مي رسي سرابه

هر يار اهل نيرنگ، هر دوست اهل حيله
با پشت خورده خنجر، موندم تو اين قبيله
جاده دروغ نمي گه، فريادي از رهايي است
براي پاي خسته، پيغام آشنايي است
کنار خط جاده، هر سايه بون يه طاقه
يه سرپناهِ اَمنه، تصويري از اطاقه 
__________________
ارباب وفا

بیا با من بزن جام بیا بخون تو چشمام
که با تو شاد شعرهام که بی تو خیلی تنهام
گرفتار تو هستم نگهدار تو هستم
به من تکیه کن از عشق
که من یار تو هستم که من یار تو هستم

حیف است که ارباب وفا را نشناسی
ما یار تو باشیم و تو ما را نشناسی
حیف است عزیزم که تو با این همه احساس
این پاک ترین عشق خدا را نشناسی ما را نشناسی

بشناس منو بشناس تو دوست داشتن و بشناس 
تو باد بهاری گل و گلشن و بشناس
پنهون نشو از من گریزون نشو از من
دور تو بگردم رو گردون نشو از من رو گردون نشو از من

حیف است که ارباب وفا را نشناسی
ما یار تو باشیم و تو ما را نشناسی
حیف است عزیزم که تو با این همه احساس
این پاک ترین عشق خدا را نشناسی ما را نشناسی

در دست تو هست دلم ای دزد
سر مست تو هست دلم ای دزد
دنبا کسی غیر تو نیست 
تا وصل تو هست دلم ای دزد
گلبانگ منو نبر از یاد 
عاشق شدن رو نبر از یاد
من خستم و عشق یه جهانش
کین یک سخن رو نبر از یاد

حیف است که ارباب وفا را نشناسی
ما یار تو باشیم و تو ما را نشناسی
حیف است عزیزم که تو با این همه احساس
این پاک ترین عشق خدا را نشناسی ما را نشناسی


بیا با من بزن جام بیا بخون تو چشمام
که با تو شاد شعرهام که بی تو خیلی تنهام
گرفتار تو هستم نگهدار تو هستم
به من تکیه کن از عشق
که من یار تو هستم که من یار تو هستم

حیف است که ارباب وفا را نشناسی
ما یار تو باشیم و تو ما را نشناسی
حیف است عزیزم که تو با این همه احساس
این پاک ترین عشق خدا را نشناسی ما را نشناسی 
__________________

غریبستان

جانا به غریبستان
تا چند ز چه می مانی
باز آ از آن غربت
تا چند پریشانی
صد نامه فرستادم
صد راه نشان دادم 
یا نامه نمی خوانی
یا راه نمی دانی

باز آ که در آن محبس
قدر تو نداند کس
با سنگدلان منشین
تو گوهر این كاني

اگر خواهم غم دل با تو گویم
جا نمی یابم
اگر جایی شود پیدا
تو را تنها نمی یابم
اگر جایی کنم پیدا
تنها تو را یابم
ز شادی دست و پا گم می کنم
خود را نمی یابم 
__________________

اگه داشتم تو رو

اگه داشتم تو رو دنيام يه صفاي ديگه داشت
شب عشقم واسه من حال و هواي ديگه داشت
اگه داشتم تو رو رسواي عبادت مي شدم
دلم اين خسته عاشق يه خداي ديگه داشت

اگه داشتم تو رو اون قصه نويس
واسه من يه قصه هاي ديگه داشت
مي دونم زندگي اينجوري نبود
مرد عاشق يه شبهاي ديگه داشت

اگه داشتم تو رو اون ميخونه که جاي منه
شبها اونجا جاي من يه بينواي ديگه داشت
نمي گم با تو واسم، گريه ديگه گريه نبود
با تو اين زمزمه ها يه هاي هاي ديگه داشت

مي دونم پيش تو آروم مي شدم حتي اگه 
قهر و نازت واسه من درد و بلاي ديگه داشت
اگه يارم مي شدي، صاحب دنيات مي شدم
فکر نکن چشمهاي تو يه آشناي ديگه داشت 
__________________

محض رضای خدا

محض رضاي خدا به من بگو بي وفا 
بعد يه عمر آشنايي چرا گشتي جدا
گفتي تا روز پيري تا وقتي كه بميري
تا دنيا دنيا باشه پيشم مي موني و نميري
بگوبا كه هستي حالا كي رو مي پرستي
دستاي گرمت و گذاشتي تو چه دستي
تو تاريكي شبهاي منه زار
بگو شمع شب افروز كه هستي
محض رضاي خدا به من بگو بي وفا 
بعد يه عمر آشنايي چرا گشتي جدا 
__________________

میلاد

براي روز ميلاد تن من، 
نمي خوام پيرهن شادي بپوشي
به رسم عادت ديرينه حتي، 
برايم جام سرمستي بنوشي
براي روز ميلادم اگر تو، 
به فکر هديه اي ارزنده هستي
منو با خود ببر تا اوج خواستن، 
بگو با من که با من زنده هستي
که من بي تو نه آغازم نه پايان، 
تويي آغاز روز بودن من
نذار پايان اين احساس شيرين، 
بشه بي تو غم فرسودن من

نمي خوام از گلهاي سرخابي، 
برايم تاج خوشبختي بياري
به ارزشهاي ايثار محبت، 
به پايم اشک خوشحالي بباري
بذار از داغي دستهاي تنها، 
بگيره هرم گرما بستر من
بذار با تو بسوزه جسم خستم، 
ببيني آتش و خاکستر من
اي تنها نياز زنده موندن، 
بکش دست نوازش بر سر من 
به تن کن پيرهني رنگ محبت، 
اگه خواستي بيايي ديدن من
که من بي تو نه آغازم نه پايان، 
تويي آغاز روز بودن من
نذار پايان اين احساس شيرين، 
بشه بي تو غم فرسودن من 
__________________
حلقهء طلایی

يه حلقه طلايي اسمتو روش نوشتم
مي خوام بيام دستت کنم بياي تو سرنوشتم
دو تا دل از جواهر مي خوام برات بيارم
که بندازم به گردنت هميشه يادگارم

مي گيره دل بهونت ميام بسوي خونت
اگه کسي ببينه مي گم شدم ديوونت
مي دوني توي دنيا به غير تو ندارم
اگه بخواي دلم رو به زير پات مي ذارم

نمي دوني دلي که بي قراره اگه بگي بله چه حالي داره
برات لباسي از حرير ميارم نگينش از ماه پولک از ستاره
خدا کنه تا جون دارم باشي گل بهارم
يه روز نياد به من بگي ديگه دوست ندارم
بريز به روي شونه هات زلفهاتو دسته دسته 
مي خوام که تاج مرواريد روي موهات بذارم 
__________________

تمنا

اي جان من
هر کس به تمناي کسي غرق نياز است
هر کس به سوي قبله ي خود رو به نماز است
هر کس به زبان دل خود زمزمه ساز است
با عشق در اميخته در راز و نياز اسث

اي جان من تو . جانان من تو
در مذهب عشق ايمان من تو
هيهات که کوتاه شود با رفتن جانم
اين دست تمنا که به سوي تو دراز است

هر کس به زبان دل خود زمزمه ساز است
با عشق در اميخته در راز و نياز اسث

هر که در عشق تو گم شد از تو پيدا مي شود
قطره ي نا قابل دل از تو دريا مي شود
دستي که به درگاه خدا بسته پل عشق
کوتاه نبينيد که اين قصه دراز است

خاصييت عشق مي جوشد از تو
دل رنگ اتش مي پويد از تو
هر گوشه ي اين خاک که دل سوخته اي هست
از دولت عشق تو در ميکده باز اسث

هر کس به تمناي کسي غرق نياز است
هر کس به سوي قبله ي خود رو به نماز است
هر کس به زبان دل خود زمزمه ساز است
با عشق در اميخته در راز و نياز اسث

اي جان من . ايمان من 
__________________

دیگر چه خواهی

من که عمرم را به پایت ریختم
زندگیها را به پایت ریختم
ای تو دیروز من و امروز من
من که فردا را به پایت ریختم
دیگر چه خواهی؟ دیگر چه خواهی؟
من که با خوب و بد تو ساختم
ابرویم را به خاک انداختم
در سفر تا هفت شهر عشق تو
من که مرزی تا جنون نشناختم
دیگر چه خواهی؟ دیگر چه خواهی؟
من که همچون بت پرستیدم تو را
هر کجا رفتم فقط دیدم تو را
با تمام گریه ها از دست تو
می شکستم بغض و خندیدم تو را
پس چرا ازردنم را دوست داری؟
حسرت و غم خوردنم را دوست داری؟
مثل من هرگز کسی عاشق نبوده
سوختن از عشق را لایق نبوده
از توام بر اتش و خاموشم از تو
تا نگویی در وفا صادق نبوده
هر چه می سوزم تو می گویی کم است
قصه ام ورد تمام عالم است
پس چرا ازردنم را دوست داری؟
حسرت و غم خوردنم را دوست داری؟
هر چه را می خواستی از من به دست اورده ای
مرگ غرورم بس نبود که قصد جانم کرده ای
من که دنیا را به پایت ریختم
زندگیها را به پایت ریختم
من که با خوب و بد تو ساختم
ابرویم را به خاک انداختم
دیگر چه خواهی؟ دیگر چه خواهی؟
من که همچون بت پرستیدم تو را
هر کجا رفتم فقط دیدم تو را
با تمام گریه ها از دست تو
می شکستم بغض و خندیدم تو را
پس چرا ازردنم را دوست داری؟
حسرت و غم خوردنم را دوست داری؟ 
__________________
پدر سوخته دل

الا لالای لالای , هالا لالای لالای
هالا لالای لالای , هالا لالای لالای

این پدر سوخته دل , این پدر سوخته دل
این پدر سوخته دل , این پدر سوخته دل

این پدرسوخته عاشق بی تاب دله
این که می گیره ز من شب همه شب خواب دله
مست می ناب دله، اونی که میشه آب دله

میاد میگه بمون بمون، یا که برو، یا که بیا
من یه فرمانبر بیچاره و ارباب دله 
مست می ناب دله، اونی که میشه آب دله

هالا لالای لالای , هالا لالای لالای
هالا لالای لالای , هالا لالای لالای

تار و پود من و این ناله و فریاد و فغان
تن من ساز و پر از قصه و مضراب دله
این که بی صبر و قراره همه شب تا به سحر
خلق عالم همه در خوابن و بی خواب دلِ

این پدر سوخته دل , این پدر سوخته دل
این پدر سوخته دل , این پدر سوخته دل

تو ز من غافل و من کوی نیازم همه تو
تو نماز منی و گوشه محراب دله 
مست می ناب دله، اونی که میشه آب دله

هالا لالای لالای , هالا لالای لالای
هالا لالای لالای , هالا لالای لالای
این پدر سوخته دل , این پدر سوخته 
این پدر سوخته دل , این پدر سوخته دل

این پدرسوخته عاشق بی تاب دله
این که می گیره ز من شب همه شب خواب دله
مست می ناب دله، اونی که میشه آب دله

میاد میگه بمون بمون، یا که برو، یا که بیا
من یه فرمانبر بیچاره و ارباب دله 
مست می ناب دله، اونی که میشه آب دله

هالا لالای لالای , هالا لالای لالای
هالا لالای لالای , هالا لالای لالای

تار و پود من و این ناله و فریاد و فغان
تن من ساز و پر از قصه و مضراب دله

این که بی صبر و قراره همه شب تا به سحر
خلق عالم همه در خوابن و بی خواب دلِ

این پدر سوخته دل , این پدر سوخته 
این پدر سوخته دل , این پدر سوخته دل

تو ز من غافل و من کوی نیازم همه تو
تو نماز منی و گوشه محراب دله 
مست می ناب دله، اونی که میشه آب دله 
__________________
با من باش

گلکم، نازکم
گله کم کن، کمکم کن، کمکم

باش تا بهتر و بهتر باشم
باش تا از این همه سر باشم
باش تا هق هق من بند بیاد
باش که چشم من آفتاب می خواد

چون که از همیشه دیوونه ترم، با من باش
چون که آبروی عشق رو می خرم، با من باش
چون که بدجوری سزاوار توام، با من باش
حالا که حوصله تو سر می برم، با من باش 
__________________

ابا

چشماتو وا کن و ببین ببین که بابا اومده
بابا با یک عروسک خوشگل و زیبا اومده
چشماتو تو چشم بابا یه بار باز و بسته کن
نظر به حال دل این عاشق دل شکسته کن
چه شب هایی به شوق تو اومدم و خواب بودی 
تو دست های عاشق من همیشه کم یاب بودی همیشه کم یاب بودی
اینها همش تقصیر ماست تو که گناهی نداری 
به جز به آغوش پدر به جایی راهی نداری به جایی راهی نداری
کبوتر دو برجم الهی که فدات بشم 
نذار که بیچاره ی اون گریه بی صدات بشم گریه بی صدات بشم


من واسه تو دلواپسم تو واسه ی عروسکهات
من واسه تو می میرم و تو واسه ی بازیچه هات
دلشادم از شادی تو سر مستم از خنده تو
اما ته دل نگران برای آینده ی تو 
اینها همش تقصیر ماست تو که گناهی نداری 
به جز به آغوش پدر به جایی راهی نداری به جایی راهی نداری
کبوتر دو برجم الهی که فدات بشم 
نذار که بیچاره ی اون گریه بی صدات بشم گریه بی صدات بشم


چشماتو وا کن و ببین ببین که بابا اومده
بابا با یک عروسک خوشگل و زیبا اومده
چشماتو تو چشم بابا یه بار باز و بسته کن
نظر به حال دل این عاشق دل شکسته کن
چه شب هایی به شوق تو اومدم و خواب بودی 
تو دست های عاشق من همیشه کم یاب بودی همیشه کم یاب بودی
اینها همش تقصیر ماست تو که گناهی نداری 
به جز به آغوش پدر به جایی راهی نداری به جایی راهی نداری
کبوتر دو برجم الهی که فدات بشم 
نذار که بیچاره ی اون گریه بی صدات بشم گریه بی صدات بشم
کبوتر دو برجم الهی که فدات بشم 
نذار که بیچاره ی اون گریه بی صدات بشم گریه بی صدات بشم 
__________________
پنجره

باز کن پنجره را و به مهتاب بگو
صفحه ذهن کبوتر آبي است
خواب گل مهتابي است

اي نهايت در تو، ابديت در تو
اي هميشه با من، تا هميشه بودن
باز کن چشمت را تا که گل باز شود
قصه زندگي آغاز شود
تا که از پنجره چشمانت، عشق آغاز شود
تا دلم باز شود، تا دلم باز شود

دلم اينجا تنگ است، دلم اينجا سرد است 
فصلها بي معني، آسمان بي رنگ است
سرد سرد است اينجا، باز کن پنجره را 
باز کن چشمت را، گرم کن جان مرا

اي هميشه آبي اي هميشه دريا
اي تمام خورشيد اي هميشه گرما
سرد سرد است اينجا باز کن پنجره را
اي هميشه روشن، بازکن چشم به من 
__________________

ناجی

امان امان از دل من، از این دل غافل من 
اگر تو ناجی نبودی، دلم می شد مشکل من

دلم یه همزبون می خواست، سرم یه سایبون می خواست
تو دنیای نامهربون، یه یار مهربون می خواست
تو ناجی من شدی باز، رسیدی در اوج نیاز
شدی برام مثل یه موج، خدای عشق بنده نواز

پیش از اینا چه بین جمع چه تنها
قشنگ نبود دنیا به چشمم اینجا
تو اومدی دنیامو زیبا کردی
مثل یه آرزو یه خواب یه رویا

اشکمامو پاک کردی به روی گونه
بغل کشیدی منو عاشقونه
فرشته نجات من شدی تو 
عشقت واسم هدیه آسمونه 
__________________

بی بی گل

بی بی گل فدات بشم دیگه بی تو خستم بی بی گل
یکی از همین روزا می بینی شکستم بی بی گل
بی بی گل فدات بشم دل شده رسوای غمت
آخ دلم تنگه بیا بیا روی چشمام قدمت
بی بی گل تو که منو کشتی بی بی گل
واسه چی منو دوست نداشتی بی بی گل
تو واسم زندگی نزاشتی بی بی گل
واسه چی منو دوست نداشتی بی بی گل
بی بی گل فدات بشم دیگه بی تو خستم بی بی گل
یکی از همین روزا می بینی شکستم بی بی گل
بی بی گل فدات بشم دل شده رسوای غمت
آخ دلم تنگه بیا بیا روی چشمام قدمت
بی بی گل دنیا دوروزه مهربونی تو می خوام
کجا پیدات بکنم بگو نشونی تو می خوام
دیگه تو از عاشقت رازت رو پنهون نکنی
هر کسی دل به تو بست خونشو ویرون نکنی
بی بی گل تو که منو کشتی بی بی گل
واسه چی منو دوست نداشتی بی بی گل
تو واسم زندگی نزاشتی بی بی گل
واسه چی منو دوست نداشتی بی بی گل
بی بی گل فدات بشم دیگه بی تو خستم بی بی گل
یکی از همین روزا می بینی شکستم بی بی گل
بی بی گل فدات بشم دل شده رسوای غمت
آخ دلم تنگه بیا بیا روی چشمام قدمت
مگه از جون نخریدم ناز چشمای تو رو
میدونی هیچکی تو قلبم نگرفت جای تو رو
خوشه خوشه اون موهات روی شونه هات بریز
اشک رو از چشمای من بردار و زیر پات بریز
بی بی گل فدات بشم دیگه بی تو خستم بی بی گل
یکی از همین روزا می بینی شکستم بی بی گل
بی بی گل فدات بشم دل شده رسوای غمت
آخ دلم تنگه بیا بیا روی چشمام قدمت
بی بی گل فدات بشم دل شده رسوای غمت
آخ دلم تنگه بیا بیا روی چشمام قدمت
بی بی گل دنیا دوروزه مهربونی تو می خوام
کجا پیدات بکنم بگو نشونی تو می خوام
دیگه تو از عاشقت رازت رو پنهون نکنی
هر کسی دل به تو بست خونشو ویرون نکنی
بی بی گل تو که منو کشتی بی بی گل
واسه چی منو دوست نداشتی بی بی گل
تو واسم زندگی نزاشتی بی بی گل
واسه چی منو دوست نداشتی بی بی گل
بی بی گل فدات بشم دیگه بی تو خستم بی بی گل
یکی از همین روزا می بینی شکستم بی بی گل
بی بی گل فدات بشم دل شده رسوای غمت
آخ دلم تنگه بیا بیا روی چشمام قدمت
بی بی گل فدات بشم دل شده رسوای غمت
آخ دلم تنگه بیا بیا روی چشمام قدمت
بی بی گل فدات بشم دل شده رسوای غمت
آخ دلم تنگه بیا بیا روی چشمام قدمت 
__________________
عشقه من

عشق من . منو صدا کن . منو از خودم رها کن
تو اجاق مرده دل . آتشی تازه به پا کن
تو منو از نو بنا کن
عشق من . منو صدا کن . قصه امو بی انتها کن
روبروت آیینه بگذار . ابدیتی بنا کن
عشق من . منو صدا کن
قصه نگفته ام من . تو بیا روایتم کن
عشق من . مرمتم کن . از عذابم راحتم کن
ای صدای تو نهایت . راهی نهایتم کن
عشق من . منو صدا کن . تو منو از نو بنا کن
رهسپار قصه ها کن
تو به خاکستر نگاه کن . آتشی تازه به پا کن
ای بهارم . انتظارم . من زمین بی بهارم
شوره زار انتظارم . شوره زارم . انتظارم
چهره شکسته دارم . روح و جسم خسته دارم
به در ویرونه دل . بغض قفل بسته دارم
عشق من . منو صدا کن . منو از خودم رها کن
تو اجاق مرده دل . آتشی تازه به پا کن
تو منو از نو بنا کن
عشق من . منو صدا کن . قصه امو بی انتها کن
روبروت آیینه بگذار . ابدیتی بنا کن
عشق من . منو صدا کن




--- 
ای آنکه

ای آنکه به جز تو هوایی به سرم نیست
کسی در نظرم نیست
جز یاد عزیزت . جز یاد عزیزت . کسی همسفرم نیست
مرا یار دگر نیست
قدر تو و احساس تو رو کسی نفهمید
دلت از همه رنجید
از عالم و آدم همه جا رنگ و ریا دید
دلت از همه رنجید
من مثل تو از دست همه رنج کشیدم
به جز غصه ندیدم
یک جرعه وفا از لب دریا طلبیدم
لب تشنه دویدم
ای تو نایاب . گوهر ناب
راز مخمل . ترمه خواب
ای توهمدل . ای تو همدرد
عاقبت عشق از تو گل کرد
عاشقم من . عاشق تو
ای تو تنها خوب دنیا
با تو دارم گفتنیها
ای آنکه به جز تو هوایی به سرم نیست
کسی در نظرم نیست
جز یاد عزیزت . کسی همسفرم نیست
مرا یار دگر نیست
ای وفادار . نازنین یار
ای نشسته بر دلت خار
ای بریده از من و ما
از گذشته مانده تنها
عاشقم من . عاشق تو
ای تو تنها خوب دنیا
با تو دارم گفتنیها
ای آنکه به جز تو هوایی به سرم نیست
کسی در نظرم نیست
جز یاد عزیزت . جز یاد عزیزت . کسی همسفرم نیست
مرا یار دگر نیست 
__________________
دلبرم دلبر

دلبرم دلبر خانه خرابم کرد
دلبرم دلبر خانه خرابم کرد
چشم شهلایش دیده پر آبم کرد
دلبرم دلبر خانه خرابم کرد
دلبرم دلبر خانه خرابم کرد
چشم شهلایش دیده پر آبم کرد


به چشمان سیاه تو اسیرم
به چشمان سیاه تو اسیرم
خدا می دونه دلم از تو نگیرم
بیا دردت به جان عاشق تو
بیا دردت به جان عاشق تو
نمیری تو به جای تو بمیرم
دلبرم دلبر خانه خرابم کرد
دلبرم دلبر خانه خرابم کرد
چشم شهلایش دیده پر آبم کرد


گفتم میری سفر آروم می گیرم 
گفتم میری سفر آروم می گیرم 
ندونستم که از دوریت می میرم
بهت گفتم برو هرجا که میری
به شرطی خاطراتم رو نگیری
دلبرم دلبر خانه خرابم کرد
دلبرم دلبر خانه خرابم کرد
چشم شهلایش دیده پر آبم کرد


به چشمان سیاه تو اسیرم
به چشمان سیاه تو اسیرم
خدا می دونه دلم از تو نگیرم
بیا دردت به جان عاشق تو
بیا دردت به جان عاشق تو
نمیری تو به جای تو بمیرم
دلبرم دلبر خانه خرابم کرد
دلبرم دلبر خانه خرابم کرد
چشم شهلایش دیده پر آبم کرد


جدای تو رو دوش خسته بردن 
جدای تو رو دوش خسته بردن 
تموم شب نفس ها تو شمردم
چشمامو بستمو خواب تو دیدم
رو لبام طعم لبها تو چشیدم
دلبرم دلبر خانه خرابم کرد
دلبرم دلبر خانه خرابم کرد
چشم شهلایش دیده پر آبم کرد
دلبرم دلبر خانه خرابم کرد
دلبرم دلبر خانه خرابم کرد
چشم شهلایش دیده پر آبم کرد 
__________________
خونه

گلهای خشك تو گلدون خبر از درد میده 
خبر از جدایی و زندگی سرد میده
وقتی با شوق فراوون به خونه رو می آرم
به من آزاد تو فرمان عقب گرد میده
نذار ساز زندگیمون خشن آهنگ بشه
یه كاری كن یه كاری كن واسه خونه دلم تنگ بشه

خونه آخرین پناه واسه ی خستگیهام
خونه آخرین امید واسه دلبستگیهام
من خسته واسه گفتگو یه همراز می خوام
واسه پر كشیدنام رفیق پرواز می خوام
نذار ساز زندگیمون خشن آهنگ بشه
یه كاری كن یه كاری كن واسه خونه دلم تنگ بشه 
__________________
آرزو

آرزو داشتم ، آرزو داشتم يار من تو باشي
چـــراغ شــــــــام تــــــار مـن تـــو بــاشي
حالا دونستــم ، حالا دونستم كه دنيا پرستي
خوردي شـــراب دورنــــــگي و مـستــــي
واي واي ، واي از ايـــن دنيــــا
حيـف ، حيف ، حيف از ايــن دنيـا


کوچه

امشب ای سرو من در كنار كيستي
دوش بودي يار من امروز يار كيستي
برده اي صبر و قرار از من رفتي از نظر
اي قرار جان و دل صبر و قرار كيستي


امشب سر هر كوچه دنبال تو مي گردم
هر رهگذري گويد من عشق و ولگردم
از رهگذران پرسم من جا و مكان تو
بر هر گذري گويم من نام و نشان تو
گر مي شنوي صوتم آواز به اينجايم
تا پر بكشم سويت من باده و شيدايم
من دور تو مي گردم من دور تو مي گردم
در مسجد و ميخانه من نام تو را گويم
در كعبه و بت خانه من باز تو را جويم
گر مي شنوي صوتم آواز به اينجايم
تا پر بكشم سويت من باده و شيدايم
من دور تو مي گردم من دور تو مي گردم 
__________________
راز

چشاي تو نور كوچه باغ روزه
چشاي من ظلمت شب سياهه
با هم ديگه راز و نيازي داشتيم
حكايت دور و درازي داشتيم
اما پس از اون آشنايي
اون همدلي اون همزباني
از گرد را اومد جدايي
رفتي و چشم به راهم گذاشتي
تو اين قفس تنهام گذاشتي
حالا نمي دونم كجايي
كاشكي يكي بود مارو با هم آشتي مي داد
كاشكي چشامون باز تو چشم هم مي افتاد
امروز اگه تاريك و خاموش و سياهم
فردا كه شد دنيا پر خورشيد و ماهه 
__________________
پنجره

صبح كه در پنجرتون وا مي شه 
خورشيد از اون روزنه پيدا مي شه
خاطره انگيز مي شه باغ لبت
وقتي گل خنده شكوفا مي شه
به كه چه زيبايي گرم و دل آرايي مثل يه رويايي
دل من ديونه براي تو پريشونه
بيا كه دلم زتو بخدا نمي شه جدا
آسمون قلب تو آفتابي
شهر شب از روي تو مهتابي
به كه چه زيبايي گرم و دل آرايي مثل يه رويايي
دل من ديونه براي تو پريشونه 
__________________

بیا دستم بگیر

من از خورشیده عشقه تو جوونم
من از تو، و تو رو خودم میدونم

بذار بتابه خورشیدت به جونم
بمون ای خوده من تا من بمونم
بمون ای خوده من تا من بمونم

ببین آوای شهره گریه هامو 
تویی فقط که میشنوی صدامو

تویی تنها که با من هم زبونی
تویی که مثله زندگی میمونی

دلم تنگه نخون آوازه رفتن
دلم تنگه نخون آوازه رفتن
مثله مرگه برام از تو گذشتن
مثله مرگه برام از تو گذشتن

بیا دستم بگیر افتادم از پا
نذار جون بسپرم اینگونه تنها
تو که نیستی ببین چشمام یه دنیاست
دلم سیاه تر از تموم شبهاست

بیا بشکن طلسمه این شبا رو
بیا نابود کن این سایه ها رو
دارم از دست میرم چاره ای کن
بگو باشم فقط اشاره ای کن
بگو باشم فقط اشاره ای کن

دلم تنگه نخون آوازه رفتن
دلم تنگه نخون آوازه رفتن
مثله مرگه برام از تو گذشتن
مثله مرگه برام از تو گذشتن

بیا دستم بگیر افتادم از پا
نذار جون بسپرم اینگونه تنها
تو که نیستی ببین چشمام یه دنیاست
دلم سیاه تر از تموم شبهاست

بیا بشکن طلسمه این شبا رو
بیا نابود کن این سایه ها رو
دارم از دست میرم چاره ای کن
بگو باشم فقط اشاره ای کن
بگو باشم فقط اشاره ای کن

دلم تنگه نخون آوازه رفتن
دلم تنگه نخون آوازه رفتن
مثله مرگه برام از تو گذشتن
مثله مرگه برام از تو گذشتن

دلم تنگه نخون آوازه رفتن
دلم تنگه نخون آوازه رفتن
مثله مرگه برام از تو گذشتن
مثله مرگه برام از تو گذشتن

دلم تنگه نخون آوازه رفتن
دلم تنگه نخون آوازه رفتن
مثله مرگه برام از تو گذشتن
مثله مرگه برام از تو گذشتن 
__________________
طناز

طناز من ای ناز من ای ناز 
ناز من ای ناز
باز از تو می گم تو شعر و آواز
تو شعر و آواز
باز با هم می خندیم 
باز با هم می رقصیم
اما نه به این ساز اما نه به این ساز



طناز من ای ناز من ای ناز 
باز از تو می گم تو شعر و آواز
این زندگی این جور نمی مونه 
عشق من ازم دور نمی مونه
صاحب داره دنیا همه کاراش
این جوری که ناجور نمی مونه
این جوری که ناجور نمی مونه


دنیام که به تاریکی شبهاست
تو چشمای من اشک یه دریاست
آخ اونچه منو زنده می ذاره 
عشق تو عزیز و عشق فرداست
عشق تو عزیز و عشق فرداست
گفتم که خدا عزیزترینه
نازش بکشیم که نازنینه
باز رد می شه ابر پاره پاره 
مهتاب میاد و ماه و ستاره
مهتاب میاد و ماه و ستاره



طناز من ای ناز من ای ناز 
ناز من ای ناز
باز از تو می گم تو شعر و آواز
تو شعر و آواز
باز با هم می خندیم 
باز با هم می رقصیم
اما نه به این ساز اما نه به این ساز 
__________________
دل بلا

ازاد بودم من . ازاد بودم من
گرفتارم تو کردي . مفتون مه رويان عيارم تو کردي
من اهل بودم . رند و مي خوارم تو کردي . تو کردي
با مي فروشان . اينچنين يارم تو کردي . تو کردي

اي دل بلا . اي دل بلا . اي دل بلايي
اي دل سزاواري که دائم مبتلايي 
از مايي اخر . خصم جان ما چرايي
ديوانه جان . اخر چه اي کار کجايي
روزم سيه . حالم تبه کردي . تو کردي 
اي دل بسوزي .هر گنه کردي تو کردي
اي دل بلا . اي دل بلا . اي دل بلايي
اي دل سزاواري که دائم مبتلايي 

تا چند مي سوزي دلا .خود را و ما را
ما هيچ رحمي کن به خود اخر خدا را
تا چند خواهي عشق . درد بي دوا را
تا کي به جان بايد خريدن اين بها را

مجنون شوي ديوانه ام کردي . تو کردي
از خود مرا بيگانه ام کردي . تو کردي

اي دل بلا . اي دل بلا . اي دل بلايي
اي دل سزاواري که دائم مبتلايي 

اخر دلا تا کي غم بيهوده خوردن
ما را به اين ميخانه . ان ميخانه بردن
روزم سيه . حالم تبه کردي . تو کردي 
اي دل بسوزي .هر گنه کردي تو کردي
روزم سيه . حالم تبه کردي . تو کردي 
اي دل بسوزي .هر گنه کردي تو کردي


اي دل بلا . اي دل بلا . اي دل بلايي
اي دل سزاواري که دائم مبتلايي 

اي دل بلا . اي دل بلا . اي دل بلايي
اي دل سزاواري که دائم مبتلايي 
__________________

بانو

داغ بوسه ت رو لبام بانو جونم
تا ابد مال منی اینو می دونم
تو گلاب پنهون شدی ای بهتر از گل
تا بیام بین گلها تو رو بچینم
بانو جون مهربون دوای دردم 
بانو جون بانو جون دورت می گردم
بانو جون مهربون دوای دردم 
بانو جون بانو جون دورت می گردم


گلهای محمدی بوی تو دارن
نرگس ها چشم تو رو یادم میارن
خرمن موهای تو بنفشه زارن
بازو هات نسترن صبح بهارن
می گیره دلم بهونت
شب میام به سوی خونت 
می دونی که این دیونت بی قراره 
خواب و آروم که نداره 
بانو جون مهربون دوای دردم 
بانو جون بانو جون دورت می گردم
بانو جون مهربون دوای دردم 
بانو جون بانو جون دورت می گردم


داغ بوسه ت رو لبام بانو جونم
تا ابد مال منی اینو می دونم
تو گلاب پنهون شدی ای بهتر از گل
تا بیام بین گلها تو رو بچینم
بانو جون مهربون دوای دردم 
بانو جون بانو جون دورت می گردم
بانو جون مهربون دوای دردم 
بانو جون بانو جون دورت می گردم


گلهای محمدی بوی تو دارن
نرگس ها چشم تو رو یادم میارن
خرمن موهای تو بنفشه زارن
بازو هات نسترن صبح بهارن
می گیره دلم بهونت
شب میام به سوی خونت 
می دونی که این دیونت بی قراره 
خواب و آروم که نداره 
بانو جون مهربون دوای دردم 
بانو جون بانو جون دورت می گردم
بانو جون مهربون دوای دردم 
بانو جون بانو جون دورت می گردم
بانو جون مهربون دوای دردم 
بانو جون بانو جون دورت می گردم 
__________________

هوس

برای من نوشته 
گذشته ها گذشته 
تمام قصه هام هوس بود
برای او نوشتم 
برای تو هوس بود 
ولی برای من نفس بود

كاشكی خبر نداشتی
دیونه نگاتم 
یه مشت خاك ناچیز
افتاده ای به زیر پاتم
كاشكی صدای قلبت 
نبود صدای قلبم
كاشكی نگفته بودم 
تا وقت جون دادان باهاتم

نوشته هرچه بود تموم شد
نوشتم عمر من حروم شد
نوشته رفته ای زیادم
نوشتم شمع رو به بادم
نوشته در دلم هوس مرد
نوشتم دل توی قفس مرد

كاشكی نبسته بودم 
زندگیمو به چشمات
كاشكی نخورده بودم
به سادگی فریب حرفات

لعنت به من كه آسون
به یك نگات شكستم
به این دل دیونه
راه گریز و ساده بستم 
__________________
سفره

بيا دست قشنگ مهربانت را عصايی کن که برخيزم
و شور انگيز و شوق آلود بدامان شقايقها بياويزم

بدزدم تيشه فرهاد عاشق را و بي پروا چنان رعدي بناي سنگي غم را فرو ريزم

بسازم کلبه عشقی ميان باغ فرداها و حافظ وار بر بام فلک طرحي دگر از عشق اندازم و نقش ديگري ريزم
بيا واكن لبانم را به تكرار سرود عشق كه من آن مرغ غمگين شباويزم

دلم می خواد تو سفره مون

يه لقمه نون داشت پر عشق

وسط برکتش ميشد

هر چی که خواست از خود عشق

دلم می خواست تو باغچه مون می کاشتمت

گل می دادی

رنگ و وارنگ از همه رنگ نرگس و سنبل می دادی

دلم می خواست ميشد واست

دشت رو چراغونش کنم

ماه رو بزارم تو چشات

ستاره بارونش کنم

وسط ميدون ببرم بازار رو ارزونش کنم

داد بزنم خاطر خواتم عشق رو فراوونش کنم

گلاب قمصر ميشدي به مرگ گل جون ميدادي شاخه به شاخه برگ به برگ به لپشون خون ميدادي

گريه عاشق ميشدي نم نم بارون ميدادي به شاعراي در به در شعر فراوون ميدادي 
__________________
پنجرهء صبح

صبح که در پنجره تون وا می شه
خورشید از اون روزنه پیدا می شه
خاطره انگیز میشه باغ لبت
وقتی گل خنده شکوفا می شه
به که چه زیبایی گرم و دل آرایی مثل یه رویایی
دل من دیوونه برای تو پریشونه
بیا که دلم ز تو به خدا نمیشه جدا
دل من دیوونه برای تو پریشونه
بیا که دلم ز تو به خدا نمیشه 

آسمون قلب تو آفتابیه
شهر شب از روی تو مهتابیه
آسمون قلب تو آفتابیه
شهر شب از روی تو مهتابیه
به که چه زیبایی گرم و دل آرایی مثل یه رویایی
دل من دیوونه برای تو پریشونه
بیا که دلم ز تو به خدا نمیشه جدا
دل من دیوونه برای تو پریشونه
بیا که دلم ز تو به خدا نمیشه جدا


صبح که در پنجره تون وا می شه
خورشید از اون روزنه پیدا می شه
خاطره انگیز میشه باغ لبت
وقتی گل خنده شکوفا می شه
به که چه زیبایی گرم و دل آرایی مثل یه رویایی
دل من دیوونه برای تو پریشونه
بیا که دلم ز تو به خدا نمیشه جدا
دل من دیوونه برای تو پریشونه
بیا که دلم ز تو به خدا نمیشه جدا 
__________________
لیلی و مجنون

بيا تا ليلي و مجنون شويم، افسانه اش با من
بيا با من به شهر عشق رو کن، خانه اش با من
بيا تا سر به روي شانه هم را ز دل گوييم
اگر مويت چو روزم شد پريشان، شانه اش با من
در ميخانه چشمت، به گلگشته نگه وا کن
خرابم کن خراب، آبادي ويرانه اش با من

سلام اي غم، سلام اي همزبان مهربان دل
پر پرواز وا کن چون پرستو، لانه اش با من
مگو ديوانه خو زنجير گيسو را ز هم وا کن
دل ديوانه ديوانه ديوانه اش با من

در اين دنياي وانفساي حسرت زاي بي فردا
خدايا عاشقان را غم مده، شکرانه اش با من

مگو ديگر سمندر در دل آتش نمي سوزد
تو گرمم کن به افسون، گرمي افسانه اش با من
چه بشکن بشکني دارد، فلک در کار سرمستان
تو پنهان بشکن اين، نشکستن پيمانه اش با من 
__________________

صفای اشک (آواز در ماهور)

صفاي اشک و آهم داده اين عشق
دل دور از گناهم داده اي عشق
دو چشمونت يه شب آتيش به جون زد
خيال کردم پناهم داده اي عشق
چنون عاشق چنون ديوونه حالم
که مي خوام از تو و از دل بنالم
هنوزم با همين ديوونه حاليم
يه رنگم، صادقم، صافم، زلالم

تو که عشق رو تو ویرونی ندیدی
شب سر در گریبونی ندیدی
نمی دونی چه دردی داره دوری
تو که رنگ پریشونی ندیدی

عزیز جونم، غم عشق تو کم نیست
سوای عشق تو هر غم که غم نیست
گله کردی چرا می نالم از درد
دیگه این ناله ها دست خودم نیست
چنون عاشق چنون ديوونه حالم
که مي خوام از تو و از دل بنالم
هنوزم با همين ديوونه حاليم
يه رنگم، صادقم، صافم، زلالم 
__________________

دلم گرفت از آسمون (گلهای غربت2).



دلم گرفت از آسمون، هم از زمين هم از زمون
تو زندگيم چقدر غمه، دلم گرفته از همه
اي روزگار لعنتي، تلخه بهت هر چي بگم
من به زمين و آسمون دست رفاقت نمي دم

امشب از اون شبهاست که من، دوباره ديوونه بشم
تو مستي و بي خبري اسير ميخونه بشم
امشب از اون شبهاست که من، دلم مي خواد داد بزنم
تو شهر اين غريبه ها دردم رو فرياد بزنم

از اين همه دربه دري تو قلب من قيامته 
چه فايده داره زندگي اين انتهاي طاقته
از اين همه در به دري به لب رسيده جون من
به داد من نميرسه خداي آسمون من 
__________________
کعبه


تو مکه عشقي و من عاشق رو به قبلَتم
من اولين قربوني عيداي فطر کعبَتم
مي ميرم از عشق چشات اگه ندي تو حاجتم

هر چي بته به خاطرت کوبوندم و شکوندم
خودمو تو چشم مست تو آتش زدم، سوزوندم
به عشق ديدن گل روي تو اينجا موندم
بين نماز ظهر و عصرم استخاره کردم
خوب اومده مبارکه دور سرت بگردم
اگه به من وفا کني؛ حاجتمو روا کني
بين تموم عاشقات، نذر منو ادا کني
يه کاسه گندم مي ريزم تا کفترارو سير کنم
واست مي ميرم انقدر تا دلتو اسير کنم
به پات مي شينم شب و روز، تا با تو عمرو پير کنم

به مژگان سيه کردي هزاران رخنه در دينم
بيا کز چشم بيمارت هزاران درد برچينم

بين نماز ظهر و عصرم استخاره کردم
خوب اومده مبارکه دور سرت بگردم
اگه به من وفا کني؛ حاجتمو روا کني
بين تموم عاشقات، نذر منو ادا کني
يه کاسه گندم مي ريزم تا کفترارو سير کنم
واست مي ميرم انقدر تا دلتو اسير کنم
به پات مي شينم شب و روز، تا با تو عمرو پير کنم

تو مکه عشقي و من عاشق رو به قبلَتم
من اولين قربوني عيداي فطر کعبَتم
مي ميرم از عشق چشات اگه ندي تو حاجتم 
__________________

وقتی که تو رفتی

وقتي که تو رفتي خورشيد نمرده
دريا و بيابان خدا دست نخورده
وقتي که تو رفتي، قلبي نشکسته
اشکم نشده سيل و مرا سيل نبرده

وقتي که تو رفتي، وقتي که تو رفتي
انگار نه انگار که از تو اثري بود 
انگار نه انگار که بيدادگري بود
انگار نه انگار که عشقي به سري بود
انگار نه انگار که در دل شرري بود

وقيت که تو رفتي، وقتي که تو رفتي
انگار که عشقي به دلي نطفه نبسته
انگار که مستيم و سبويي نشکسته
انگار که عمري بر باد نرفته
انگار که در دل اميدي ننشسته
وقتي که تو رفتي، چشم من خسته، بي خواب نمانده
وقتي که تو رفتي، در سينه دل من، بي تاب نمانده

برو برو که دگر آشنا نمي خواهم
به درد خو گرفتم و دوا نمي خواهم
تو قبله گاه مني، من ز قبله بيزام
تو گر خداي مني، من خدا نمي خواهم

ما چون ز دري پايي کشيديم، کشيديم
اميد ز هر کس که بريديم، بريديم
دل نيست کبوتر که چو برخاست، نشيند
از گوشه بامي که پريديم، پريديم 
__________________

وقتی سرت رو شونمه

وقتي سرت رو شونمه، درد و بلات تو جونمه
جون به جونم اگه کنند، خاطرخواهي تو خونمه
دلم مي خواد باهات باشم، رفيق پا به پات باشم
سايه به سايه، دم به دم، بميرم و فدات بشم

تصدق رنگ چشمهات، شبها ستاره هاش برات
نخواب بذار نگات کنم، هر چي دارم فدات کنم
ستاره بارونت کنم، جونم رو قربونت کنم
وقتي سرت رو شونمه، درد و بلات تو جونمه
جون به جونم اگه کنند، خاطرخواهي تو خونمه 
__________________

میپرستم

بازوانت را به مستی حلقه كن برگردم 
تا بلرزد زیر بازوهای سیمینت تنم
چهره زیبای خود را از رخ من وا مگیر
جز به آغوش چمن یا دامن من جا مگیر
راز عشق خویش را آهسته خوان در گوش من
جستجو كن عشق را در گرمی آغوش من

من تورا تا آسمان ها 
من تو را تابیكرنها 
از زمین تا كهكشانها 
دوست دارم میپرستم

من تو را همچون اهورا
من تورا همچون مسیحها
همچون عطر پاك گلها
دوست دارم میپرستم

من تو را تا لحظه های انتظارم
عاشقم با این نگاه بیقرارم
من تورا با هستی خود با وجودم
عاشقم با خون خود با تار پودم

من تورا همچون پرستو
یاسمنها نسترنها
من تورا با آنچه هستی
دوست دارم میپرستم 
__________________
دعای شب

در دل شب دعاي من، گريه بي صداي من، بانگ خدا خداي من
به خاطر تو بود و بس

پاکي لحظه هاي من، گريه هاي هاي من، گوهر اشکهاي من
به خاطر تو بود و بس

اين همه بي پناهيم، اين همه سر به راهيم، اين همه بي گناهيم
غصه به جان خريدنم، از همه کس بريدنم زخم زبون شنيدنم
به خاطر تو بود و بس

رو به خدا نشستنم، نذر و دخيل بستنم
سوز من و گداز من، اشک من و نياز من
به خاطر تو بود و بس 
__________________

یکی را دوست میدارم

یکی را دوست میدارم
یکی را دوست میدارم 
ولی افسوس او هرگز نمی داند
نگاهش میکنم
نگاهش میکنم 
شاید 
شاید 
بخواند از نگاهه من که او را دوست میدارم
ولی افسوس او هرگز نگاهم را نمی خواند
وای
به برگ گل نوشتم من 
به برگ گل نوشتم من
که او را دوست میدارم
ولی افسوس 
ولی افسوس 
او گل را به زلف کودکی آویخت تا او را بخنداند
صبا را دیدم و گفتم صبا دستم به دامانت
صبا را دیدم و گفتم صبا دستم به دامانت
بگو از من به دلدارم تو را من دوست میدارم
ولی ناگه
ولی ناگه 
ز ابر تیره برقی جست و روی ماه تابان را بپوشانید

من به خاکستر نشینی عادت دیرینه دارم
سینه مالامال غم اما دلی بی کینه دارم

پاکبازم من ولی در آرزویم عشق باز یست
مثل هر جنبندهای من هم دلی در سینه دارم

من عاشقه،عاشق شدنم
من عاشقه، عاشق شدنم

در کدامین مکتب و مذهب جرم است پاکبازی
در جهان صدها هزاران پاکباز از سینه دارم
کار هر کس نیست مکتب داری این پاکبازان
هدیه از سلطان عشق بر هر دو پایم پینه دارم

پینه دارم

من عاشقه،عاشق شدنم
من عاشقه، عاشق شدنم

من از بیراهه های هله بر می گردم و آواز شب دارم
هزار و یک شبی دیگر نگفته زیر لب دارم
مثال کوره میسوزم تنم از عشق امید طرم دارد
حدیث تازه ای از عشق مردان حلب دارد

من عاشقه،عاشق شدنم
من عاشقه، عاشق شدنم

من به خاکستر نشینی عادت دیرینه دارم
سینه مالامال غم اما دلی بی کینه دارم

پاکبازم من ولی در آرزویم عشق باز یست
مثل هر جنبنده ای من هم دلی در سینه دارم

من عاشقه،عاشق شدنم
من عاشقه، عاشق شدنم

من عاشقه،عاشق شدنم
من عاشقه، عاشق شدنم 
__________________
راز

چشمای تو نور کوچه باغ روز
چشمای من ظلمت شب نیاز
با هم دیگه راز و نیازی داشتیم
حکایت طول و درازی داشتیم
با هم دیگه راز و نیازی داشتیم
حکایت طول و درازی داشتیم

اما پس اون آشنایی
اون هم دلی اون هم زبانی
از گرد راه امد جدایی

رفتی و چشم برام گذاشتی
تو این قفس تنهام گذاشتی
حالا نمیدونم کجایی

کاشکی یکی بود ما رو با هم آشتی می داد
کاشکی چشامون باز تو چشم هم می افتاد

امروز اگه تاریک و خاموش وسیاهه
فردا که شد دنیا پر از خورشید و ماهه 
__________________
قسم به عشق

بی تو ای روشنگر شبهای من
بوسه می زد ناله بر لبهای من
در بلور اشک من یاد تو بود
در سکوت سینه فریاد تو بود
مخمل سرخ شفق رنگ تو داشت
پرده های ساز آهنگ تو داشت

تو شادی گذشتمی، بخت سعید رفتمی
تو این هیاهوی غریب، بهونه قشنگمی
گفتی نگو دوست دارم، حرفتو باور ندارم
اشتباه می کنی باز هم اشتباه می کنی باز هم
دوسِت دارم من به خدا، قدر تمام قصه ها
تو رو قسم به عشقمون، یه شب دیگه پیشم بمون

چرا تو باور نداری حرف دل عاشقمو
چرا تو تنها می ذاری دستهای سرد خستمو
بیا که با صدای تو، مهر سکوت رو می شکنم
هزار هزار شعر و غزل نخونده فریاد می زنم

دوسِت دارم من به خدا، قدر تمام قصه ها
تو رو قسم به عشقمون، یه شب دیگه پیشم بمون 
__________________
کوچه

امشب اي سرو من در کنار کيستي
دوش بودي يار من . امروز يار کيستي
برده اي صبر و قرار از من
رفتي از نظر . اي قرار جان و دل
اي قرار جان و دل . صبر و قرار کيستي

امشب سر هر کوچه دنبال تو مي گردم
هر ره گذري گويد من عاشق و ولگردم
از ره گذران پرسم . من جا و مکان تو
بر هر گذري گويم . من نام و نشان تو
گر مي شنوي صوتم . اواز ده اينجايم
تا پر بکشم سويت . من با دل شيدايم
من دور تو مي گردم .من دور تو مي گردم 
من دور تو مي گردم .من دور تو مي گردم 

در مسجد و ميخانه من نام تو را گويم
در کعبه و بت خانه .من باز تو را جويم
گر مي شنوي صوتم . اواز ده اينجايم
تا پر بکشم سويت . من با دل شيدايم
من دور تو مي گردم .من دور تو مي گردم 
من دور تو مي گردم .من دور تو مي گردم 

امشب سر هر کوچه دنبال تو مي گردم
هر ره گذري گويد من عاشق و ولگردم
از ره گذران پرسم . من نام و نشان تو
بر هر گذري گويم .من جا و مکان تو
گر مي شنوي صوتم . اواز ده اينجايم
تا پر بکشم سويت . من با دل شيدايم
من دور تو مي گردم .من دور تو مي گردم 
من دور تو مي گردم .من دور تو مي گردم 

در مسجد و ميخانه من باز تو را جويم
در کعبه و بت خانه .من نام تو را گويم
گر مي شنوي صوتم . اواز ده اينجايم
تا پر بکشم سويت . من با دل شيدايم
من دور تو مي گردم .من دور تو مي گردم 
من دور تو مي گردم .من دور تو مي گردم 

من دور تو مي گردم .من دور تو مي گردم 
من دور تو مي گردم .من دور تو مي گردم 

نوشته شده توسط مهیار جوان  | لینک ثابت |

متن ترانه های معین(قسمت ششم) شنبه هجدهم شهریور 1391 14:45

بهانه


ای تو بهانه واسه موندن
ای نهایت رسیدن 
ای تو خود لحظه بودن 
تا طلوع صبح خورشید و دمیدن 
ای همه خوبی همه پاکی 
تو کلام آخر من 
ای تو پر از وسوسه عشق
تو شدی تمامی زندگی من 

اسم تو هر چی که میگم
همه تکرار تو حرفهای دل من 
چشم تو هر جا که میرم 
جاری تو چشمهای منتظر من 

ای تو بهانه واسه موندن 
ای نهایت رسیدن 
ای تو خود لحظه بودن 
تو طلوع صبح خورشید رو دمیدن 

تو رو اون لحظه که دیدم 
به بهانه هام رسیدم 
از تو تصویری کشیدم 
که اون و هیچ جا ندیدم 
تو رو از نگات شناختم 
قصه از عشق تو ساختم 
تو رو از خودت گرفتم 
با تو یک خاطره ساختم 

ای تو بهانه واسه موندن 
ای نهایت رسیدن 
ای تو خود لحظه بودن 
تو طلوع صبح خورشید رو دمیدن 
ای همه خوبی همه پاکی 
تو کلام آخر من 
ای تو پر از وسوسه عشق 
تو شدی تمامی زندگی من 
__________________
اما نمیشه

میخوام ازَت دور شم اما نمیشه
مثل تو مغرور شم اما نمیشه
هزار هزارون بار دل و شکستی
میخوامکه رنجور شم اما نمیشه
آخه دوسِت دارم، تویی بال و پرم
دنیای منی، ای تاج سرم، دردِت به سرم

تا دنیا دنیاست تو مال منی
تو سرنوشتها، تو فالِ منی
به باغ و بُستان من گُل نمیخوام
تو بهار هر سالِ منی

میخوام ازَت دور شم اما نمیشه
مثل تو مغرور شم اما نمیشه
هزار هزارون بار دل و شکستی
می خوام که رنجور شم اما نمیشه
آخه دوسِت دارم، تویی بال و پرم
دنیای منی، ای تاج سرم، دردِت به سرم

اگه هر لحظه با من قهر کنی
زندگی رو به کامِ من سخت کنی
اگه با بهانه های جورواجور
مَنو رسوا تو این شهر کنی
دل پر از غصه و غم نمیشه
عشقِ من ذرّه ای کم نمیشه
من فدای قهرو آشتیاتم
به خدا دوسِت دارم...همیشه

میخوام ازَت دور شم اما نمیشه
مثل تو مغرور شم اما نمیشه
هزار هزارون بار دل و شکستی
می خوام که رنجور شم اما نمیشه
آخه دوسِت دارم، تویی بال و پرم
دنیای منی، ای تاج سرم، دردِت به سرم

تا دنیا دنیاست تو مال منی
تو سرنوشتها، تو فالِ منی
به باغ و بُستان من گُل نمیخوام
تو بهار هر سالِ منی

میخوام ازَت دور شم اما نمیشه
مثل تو مغرور شم اما نمیشه
هزار هزارون بار دل و شکستی
می خوام که رنجور شم اما نمیشه
آخه دوسِت دارم، تویی بال و پرم
دنیای منی، ای تاج سرم، دردِت به سرم 
__________________
پروردگارا

برم قربون اوووون ، پروردگاریییی 
که عاشق کرده ما را از قراری
بيا عاشق بيا ، دنیا بسازيم
بيا اون باوفا چون ما بسازيم

تو خورشيد و ديار و چشمه ها رو
منم اون کوله بار قصه ها رو
همون شست و نگاهش از تو خوبه
هلال روی ماهش از تو خوبه
هلال روی ماهش از تو خوبه
دلش با تو ، وفاش با تو ، مرام با خداش با تو
محبت کردنش با من ، به خاک افتادنش با من
چراغش را تو روشن کن ، لباسش را تو بر تن کن
اذون مغربش با من ، طلوع مشرقش با من

برم قربون اون ، پروردگاریییی
که عاشق کرده ما را از قراری
بيا عاشق بيا ، دنیا بسازيم
بيا اون باوفا چون ما بسازيم

يکی بود و نبود قصه هاش با من
دل تنگ غروب و غصه هاش با من
طلا و خوشه های گندمش با تو
خداوندا رضای مردمش با تو

يکی بود و نبود قصه هاش با من
دل تنگ غروب و غصه هاش با من
طلا و خوشه های گندمش با تو
خداوندا رضای مردمش با تو

دلش با تو ، وفاش با تو ، مرام با خداش با تو
محبت کردنش با من ، به خاک افتادنش با من
چراغش را تو روشن کن ، لباسش را تو بر تن کن
اذون مغربش با من ، طلوع مشرقش با من

برم قربون اوووون ، پروردگارییییی 
که عاشق کرده ما را از قراری
بيا عاشق بيا ، دنیا بسازیییيم
بيا اون باوفا چون ما بسازيم 
__________________
مسافر

[دکلمه مولود زهتاب]
تا کی جفا کشم ز تو ای بی وفا برو
بگذاشتم به مدعیان مدعا برو
دشمن نکرد آنچه تو کردی به دوست
بیگانه هم نکرد
برو ای بی وفا برو
امید صلح نیست دگر نیست نیست نیست
منشین،منشین برو برو برو
ای بی وفا برو

[دکلمه معین]
هر يار اهل نيرنگ، هر دوست اهل حيله
با پشت خورده خنجر، موندم تو اين قبيله
[آواز]
راتو برو مسافر، برگشتنت عذابه
من تشنه لب تکيدم، آب اين طرف گِل آبه
از دورها چه زيباست، امواج آبي عشق
اما دريغ و افسوس، چون مي رسي سرابه

هر يار اهل نيرنگ، هر دوست اهل حيله
با پشت خورده خنجر، موندم تو اين قبيله
نشنيده ام من از تو، يک حرف از صداقت
افسانه هاي دل را، بردم به سوي ظلمت
زهر است در دل جام، ريزي چو باده در كام
گويند نوش و در دل، صدها هزار دشنام

راتو برو مسافر، برگشتنت عذابه
من تشنه لب تکيدم، آب اين طرف گِل آبه
از دورها چه زيباست، امواج آبي عشق
اما دريغ و افسوس، چون مي رسي سرابه

هر يار اهل نيرنگ، هر دوست اهل حيله
با پشت خورده خنجر، موندم تو اين قبيله
جاده دروغ نمي گه، فريادي از رهايي است
براي پاي خسته، پيغام آشنايي است
کنار خط جاده، هر سايه بون يه طاقه
يه سرپناهِ اَمنه، تصويري از اطاقه 
__________________
اصفهان

دلم میخواد به اصفهان برگردم 
بازم به اون نصف جهان برگردم
برم اونجا بشینم در کنار زاینده رود 
بخونم از ته دل ترانه و شعر و سرود ترانه و شعرو سرود

خودم اینجا دلم اونجا همه راز و نیازم اونجا
ای خدا عشق منو یار منو اون گل نازم اونجا 
چکنم با کی بگم عقده دل رو پیش کی خالی کنم
دردمو با چه زبون به اینو اون حالی کنم 

اسمون گریه کند بر سر جانانه من 
اشک ریزان شده دلدار در ان خانه من
از غم دوری او همدم پیمانه شدم 
همچو شبگرد غزل خون سوی میخانه شدم 
مست و دیوانه شدم مست و دیوانه شدم 
به خدا این دل من پر از غمه تموم دنیا برام جهنمه
هر چه گویم من از این سوز دلم 
به خدا بازم کمه بازم کمه

چکنم با کی بگم عقده دل رو پیش کی خالی کنم
دردمو با چه زبون به اینو اون حالی کنم 

دلم میخواد به اصفهان برگردم 
بازم به اون نصف جهان برگردم 
__________________
تنهای تنها

همه رفتند کسی دور و برم نیست
چنین بی کس شدن در باورم نیست
اگر این اخر و این عاقبت بود 
به جز افسوس هوایی در سرم نیست
همه رفتند کسی با ما نموندش، کسی خط دل ما رو نخوندش
همه رفتند ولی این دل ما را، همون که فکر نمی کردیم سوزوندش
که حاشا تقه ای بر در نخورده، که آیا زنده ایم یا جون سپرده
که حاشا صحبتی حرفی کلامی، که جزو رفته هاییم ما نمرده
عجب بالا و پایین داره دنیا، عجب این روزگار دل سرده با ما
یه روز دور و برم صد تا رفیق بود، منو امروز ببین تنهای تنهام
خیال کردم که این گوشه کنارا، یکی داره هوای کار ما را
یکی هم این میون دلسوز ما هست، نداره آرزو، آزار ما را 
__________________

دلم گرفت

شرکت ترانه تقدیم می کند
گلهای غربت شماره ی 2 باصدای معین
دستگاه ماهور
آهنگساز محمد حیدری
ترانه سرا هدیه
تنظیم ارکستر آندرانیک
تک نوازان سنتور محمد حیدری
ویلن بیژن مرتضوی
ضرب سیامک پویان
اشعار از فروغی، هدیه، همای شیرازی، خیام
گوینده مولود زهتاب

از من بگریزید که می خوردم امروز
با من منشینید که دیوانه ام امشب
ترسم که سر کوی تو را سیل بگیرد
ای بی خبر از گریه ی مستانه ام امشب
یک جرعه ی آن مست کند هر دو جهان را
چیزی که لبت ریخت به پیمانه ام امشب
بی حاصلم از عمر گران مایه فروغی
گر جان نرود در پی جانانه ام امشب

دلم گرفت از آسمون
هم از زمین هم از زمون
توو زندگی چقدر غمه
دلم گرفته از همه
ای روزگار لعنتی
تلخه بهت هر چی بگم
من به زمین و آسمون
دست رفاقت نمیدم
دست رفاقت نمیدم
دست رفاقت نمیدم

امشب از اون شباست که من 
دوباره دیوونه بشم
توو مستی و بی خبری
اسیره می خونه بشم
امشب از اون شباست که من 
دلم می خواد داد بزنم
توو شهره این غریبه ها 
دردم و فریاد بزنم

دلم گرفت از آسمون
هم از زمین هم از زمون
توو زندگی چقدر غمه
دلم گرفته از همه
ای روزگار لعنتی
تلخه بهت هر چی بگم
من به زمین و آسمون
دست رفاقت نمیدم
دست رفاقت نمیدم
دست رفاقت نمیدم

از این همه در به دری
توو قلب من قیمته
چه فایده داره زندگی
این انتهای طاقته
از این همه در به دری
دلم رسیده جون من
به داد من نمیرسه
خدای آسمون من

دلم گرفت از آسمون
هم از زمین هم از زمون
توو زندگی چقدر غمه
دلم گرفته از همه
ای روزگار لعنتی
تلخه بهت هر چی بگم
من به زمین و آسمون
دست رفاقت نمیدم
دست رفاقت نمیدم
دست رفاقت نمیدم

دلم گرفت از آسمون
هم از زمین هم از زمون
توو زندگی چقدر غمه
دلم گرفته از همه
ای روزگار لعنتی
تلخه بهت هر چی بگم
من به زمین و آسمون
دست رفاقت نمیدم
دست رفاقت نمیدم
دست رفاقت نمیدم

دلم گرفت از آسمون
هم از زمین هم از زمون
توو زندگی چقدر غمه
دلم گرفته از همه
ای روزگار لعنتی
تلخه بهت هر چی بگم
من به زمین و آسمون
دست رفاقت نمیدم

دلم گرفت از آسمون
هم از زمین هم از زمون
توو زندگی چقدر غمه
دلم گرفته از همه
ای روزگار لعنتی
تلخه بهت هر چی بگم 
__________________
مست

اونا كه تو زندگيشون قصه هاي خوب شنيدند
تو قمار زندگاني همه جور بازي رو ديدند
اونا كه تو خلوت شب شعرهاي حافظ رو خوندند
همه راه و رفتن اما بر سر دو راهي موندند

بهشون بگين كه اينجا يه نفر هميشه مسته
يه نفر هميشه تنها سر اين كوچه نشسته
بهشون بيگيد كه قصه اش مثل شاهنومه درازه
کي بوده كجا رسيده چه جوري بايد بسازه
حالا قصه هاشو مستها توي ميخونه ها ميگند
اما اون هميشه مست رو توي اونجا راه نميدند

بهشون بگين كه اينجا يه نفر هميشه مسته
يه نفر هميشه تنها سر اين كوچه نشسته

ديگه نیست كمند دلها گيسوهاي رنگ برفش
دیگه ميخونه جای نيست كه بياد رو لب و حرفش
بزاريد همه بدونن كه به دست غم اسير
اخرش يه شب همونجا سر اين كوچه ميميره

بهشون بگين كه اينجا يه نفر هميشه مسته
يه نفر هميشه تنها سر اين كوچه نشسته

من امشب سرخوش و ديوانه و مست و غزل خوانم
به جام مي پناه آورده ام
به جام مي پناه آورده ام از غم گريزانم
گر از ميخانه باز آيم
گر از ميخانه باز آيم مرا غم باز مي جويد
رويد اي دوستان من گوشه ميخانه مي مانم
مي مانم

ديگه نیست كمند دلها گيسوهاي رنگ برفش
دیگه ميخونه جای نيست كه بياد رو لب و حرفش
بزاريد همه بدونن كه به دست غم اسير
اخرش يه شب همونجا سر اين كوچه ميميره

بهشون بگين كه اينجا يه نفر هميشه مسته
يه نفر هميشه تنها سر اين كوچه نشسته 
__________________
فداتم

پشت دراي بسته
عاشقي دل شكسته
داره هواي خوندن
با تو عزيز خسته
با تو عزيز خسته
دوست دارم عزيزم
عاشقتم هنوزم
نزار تا بيشتر از اين
به پاي تو بسوزم
به پاي تو بسوزم
آره خودم فداتم
فداي اون چشاتم
به قربون نگاتم
هميشه خاك پاتم
بيا كه زندگي رو
تو چشم تو ببينم
تو اين ديار غربت
كنار تو بشينم



كيه از تو نخونه
كيه با تو نمونه
ميخونم عاشقونه
واست خونه به خونه
بيا بازم با من باش
اميد آخرم باش
تو اين ديار غربت
تو تنها ياورم باش
اره خودم فداتم
فداي اون چشاتم
به قربون نگاتم
هميشه خاك پاتم
بيا كه زندگي رو
تو چشم تو ببينم
تو اين ديار غربت
همش تو رو ببينم



پشت دراي بسته
عاشقي دل شكسته
داره هواي خوندن
با تو عزيز خسته
با تو عزيز خسته
دوست دارم عزيزم
عاشقتم هنوزم
نزار تا بيشتر از اين
به پاي تو بسوزم
به پاي تو بسوزم
آره خودم فداتم
فداي اون چشاتم
به قربون نگاتم
هميشه خاك پاتم
بيا كه زندگي رو
تو چشم تو ببينم
تو اين ديار غربت
كنار تو بشينم



كيه از تو نخونه
كيه با تو نمونه
ميخونم عاشقونه
واست خونه به خونه
بيا بازم با من باش
اميد آخرم باش
تو اين ديار غربت
تو تنها ياورم باش
اره خودم فداتم
فداي اون چشاتم
به قربون نگاتم
هميشه خاك پاتم
بيا كه زندگي رو
تو چشم تو ببينم
تو اين ديار غربت
همش تو رو ببينم
اره خودم فداتم
فداي اون چشاتم
به قربون نگاتم
هميشه خاك پاتم
بيا كه زندگي رو
تو چشم تو ببينم
تو اين ديار غربت
كنار تو بشينم 
__________________
لاي عاشق

شرکت ترانه تقدیم می کند
گلهای غربت شماره ی 2 باصدای معین
دستگاه ماهور
آهنگساز محمد حیدری
ترانه سرا هدیه
تنظیم ارکستر آندرانیک
تک نوازان سنتور محمد حیدری
ویلن بیژن مرتضوی
ضرب سیامک پویان
اشعار از فروغی، هدیه، همای شیرازی، خیام
گوینده مولود زهتاب

از من بگریزید که می خوردم امروز
با من منشینید که دیوانه ام امشب
ترسم که سر کوی تو را سیل بگیرد
ای بی خبر از گریه ی مستانه ام امشب
یک جرعه ی آن مست کند هر دو جهان را
چیزی که لبت ریخت به پیمانه ام امشب
بی حاصلم از عمر گران مایه فروغی
گر جان نرود در پی جانانه ام امشب

دلم گرفت از آسمون
هم از زمین هم از زمون
توو زندگی چقدر غمه
دلم گرفته از همه
ای روزگار لعنتی
تلخه بهت هر چی بگم
من به زمین و آسمون
دست رفاقت نمیدم
دست رفاقت نمیدم
دست رفاقت نمیدم

امشب از اون شباست که من 
دوباره دیوونه بشم
توو مستی و بی خبری
اسیره می خونه بشم
امشب از اون شباست که من 
دلم می خواد داد بزنم
توو شهره این غریبه ها 
دردم و فریاد بزنم

دلم گرفت از آسمون
هم از زمین هم از زمون
توو زندگی چقدر غمه
دلم گرفته از همه
ای روزگار لعنتی
تلخه بهت هر چی بگم
من به زمین و آسمون
دست رفاقت نمیدم
دست رفاقت نمیدم
دست رفاقت نمیدم

از این همه در به دری
توو قلب من قیمته
چه فایده داره زندگی
این انتهای طاقته
از این همه در به دری
دلم رسیده جون من
به داد من نمیرسه
خدای آسمون من

دلم گرفت از آسمون
هم از زمین هم از زمون
توو زندگی چقدر غمه
دلم گرفته از همه
ای روزگار لعنتی
تلخه بهت هر چی بگم
من به زمین و آسمون
دست رفاقت نمیدم
دست رفاقت نمیدم
دست رفاقت نمیدم

دلم گرفت از آسمون
هم از زمین هم از زمون
توو زندگی چقدر غمه
دلم گرفته از همه
ای روزگار لعنتی
تلخه بهت هر چی بگم
من به زمین و آسمون
دست رفاقت نمیدم
دست رفاقت نمیدم
دست رفاقت نمیدم

دلم گرفت از آسمون
هم از زمین هم از زمون
توو زندگی چقدر غمه
دلم گرفته از همه
ای روزگار لعنتی
تلخه بهت هر چی بگم
من به زمین و آسمون
دست رفاقت نمیدم

دلم گرفت از آسمون
هم از زمین هم از زمون
توو زندگی چقدر غمه
دلم گرفته از همه
ای روزگار لعنتی
تلخه بهت هر چی بگم 
من به زمین و آسمون
دست رفاقت نمیدم 
__________________
آواز افشاري

{گوینده (مولود زهتاب)}:
بیدل وخسته دراین شهرم ودلداری نیست 
غم دل با که توان گفت که غمخواری نیست

شب به بالین من خسته به غیرازغم دوست
زآشنایان کهن یار وپرستاری نیست

یارب این شهرچه شهریست که صد یوسف دل
به کلافی بفروشیم و خریداری نیست

فکر بهبودی خود ای دل بکن ازجای دگر
که اندراین شهر طبیب دل بیماری نیست

{معین} :
صفاي اشک و آهم داده اين عشق
دل دور از گناهم داده اين عشق
دو چشمونت يه شب آتيش به جون زد
خيال کردم پناهم داده اين عشق

چنون عاشق چنون ديوونه حالم
که مي خوام از تو و از دل بنالم
هنوزم با همين ديوونه حاليم
يه رنگم، صادقم، صافم، زلالم

تو که عشقو تو ویرونی ندیدی
شب سر در گریبونی ندیدی
نمی دونی چه دردی داره دوری
تو که رنگ پریشونی ندیدی

عزیز جونم، غم عشق تو کم نیست
سوای عشق تو هر غم که غم نیست
گله کردی چرا می نالم از درد
دیگه این ناله ها دست خودم نیست

چنون عاشق چنون ديوونه حالم
که مي خوام از تو و از دل بنالم
هنوزم با همين ديوونه حاليم
يه رنگم، صادقم، صافم، زلالم 
__________________
كهنه

[گوينده(مولود زهتاب):]
من بی می ناب زیستن نتوانم
من بی می ناب زیستن نتوانم
بی باده کشید بار تن نتوانم
من بنده آن دمم که ساقی گوید
یک جام دگر بگیر و من نتوانم

[معین:]
امشب از اون شباست که من، دوباره دیوونه بشم
تو مستی و بیخبری اسیر میخونه بشم
امشب از اون شباست که من، دلم میخواد داد بزنم
تو شهر این غریبه ها، دردمو فریاد بزنم

دلم گرفت از آسمون، هم از زمین هم از زمون
تو زندگی چقدر غمه، دلم گرفته از همه
ای روزگار لعنتی، تلخه بهت هرچی بگم
من به زمین و آسمون دست رفاقت نمیدم
دست رفاقت نمیدم، دست رفاقت نمیدم

از این همه دربدری، تو قلب من قیامته
چه فایده داره زندگی؟ این قصه های طاقته
از این همه دربدری، بلب رسیده جون من
به داد من نمیرسه خدای آسمون من

دلم گرفت از آسمون، هم از زمین هم از زمون
تو زندگی چقدر غمه، دلم گرفته از همه
ای روزگار لعنتی، تلخه بهت هرچی بگم
من به زمین و آسمون دست رفاقت نمیدم

دلم گرفت از آسمون، هم از زمین هم از زمون
تو زندگیم چقدر غمه، دلم گرفته از همه
ای روزگار لعنتی، تلخه بهت هرچی بگم

دلم گرفت از آسمون، هم از زمین هم از زمون
تو زندگیم چقدر غمه، دلم گرفته از همه
ای روزگار لعنتی، ... 
__________________
دیوونه دل

باز آمدم از راه سفر، يک بار دگر، در خانه تو
گل داده باز گلخونه دل از بوي تو و دردونه تو
سر مي نهد اين خانه بدوش، شاداب و خموش، بر شونه تو
پر مي کند از باده شوق، چشمون خدا پيمونه تو

باز امشب اين ديوونه دل، بر بام و بر سر ميزنه
غم اومده تا پشت در باز حلقه بر در مي زنه
ياد تو و دوري تو، آتيش به جونم ميزنه
من مي روم اما دلم، در سينه پر پر ميزنه
سر داد باز اين بيخونه اين ويرونه دل
باز امشب اين ديوونه درد، بر بام و بر سر ميزنه 
__________________

معما

تنه رود همهمه آب ، من پر از وسوسه خواب
واسه رویای رسیدن، منه بی حوصله بی تاب

میونه باور و تردید ، میونه عشق و معما 
با تو هر نفس غنیمت، با تو هر لحظه یه دنیا

با تو پر شور و نشاطم ، تو هیاهوی نگاتم
تو یه آوازه قشنگی ، من تو آهنگه صداتم

مثله خنده رو لباتم ، مثله اشک رو گونه هاتم
تو رو میبوسم و انگار شاعره شعره چشاتم

دشت پونه های وحشی ، رنگ التماس و خواهش
موج خاکستری باد ، شعله ی گرم نوازش

بیا گلواژه ی عشقو با تو همصدا بخونم
تو رو دوست دارم و ای کاش تا ابد
با تو بمونم


تنه رود همهمه آب،من پر از وسوسه خواب
واسه رویای رسیدن، من بی حوصله بیتاب

میونه باور و تردید، میونه عشقو معما 
با هر نفس غنیمت، با تو هر لحظه یه دنیا

با تو پر شورو نشاطم، تو حیاهوی نگاتم
تو یه آوازه قشنگی، من تو آهنگه صداتم

مثله خنده رو لباتم، مثله اشک رو گونه هاتم
تو رو میبوسم و انگار شاعره شعره چشاتم

دشت پونه های وحشی، رنگ التماس و خواهش
موج خاکستری باد، شعله گرم نوازش

بیا گلواژه عشقو با تو همصدا بخونم
تو رو دوست دارم و ای کاش تا ابد
با تو بمونم.






__________________
سایه

شاید اون جوری که باید ،قدرتو من ندونستم
حرفایی بود توی قلبم ، من نگفتم، نتونستم

من بتو هرگز نگوفتم باتو بودن آرزومه
نقشه اون چشمای معصوم لحظه لحظه روبرومه

نیومد روی زبونم که بگم بیتو چی هستم 
که بگم دیوونتم من زندگیمو بتو بستم

شاید اون جوری که باید ،قدرتو من ندونستم
حرفایی بود توی قلبم ، من نگفتم، نتونستم

تو رو دیدم مثله آیینه، توی تنهایی شکستی
من کلامی نمیگفتم که برام زندگی هستی

نمیدونستی که چون گل توی قلب من شکفتی 
چشمه تو پر ار گلایه،اما هرگز نمیگفتی

من بتو هرگز نگوفتم باتو بودن آرزومه
نقشه اون چشمای معصوم لحظه لحظه روبرومه

شاید اون جوری که باید ،قدرتو من ندونستم
حرفایی بود توی قلبم ، من نگفتم، نتونستم

نیومد روی زبونم که بگم بیتو چی هستم 
که بگم دیوونتم من زندگیمو بتو بستم

شاید اون جوری که باید ،قدرتو من ندونستم
حرفایی بود توی قلبم ، من نگفتم، نتونستم. 
__________________
عشق موندگار

روی رقص شاپرک، زیره بارونه چشات
دله من میلرزه واسه بوسه رو لبات

روی اسب با له دار تویی تنها تک سوار
عشقه رو یایی من،
تویی عشق موندگار، تویی عشق موندگار.

فصله بارونه و عشق رو غبار نسترن
منو تو عاشقه هم
تو خوابه گل شدن

شعلۀ وحشی عشق بی گناه و بی صدا
یه ترانه وسوسه، رنگه سرخه غروبا

روی رقص شاپرک، زیره بارونه چشات
دله من میلرزه واسه بوسه رو لبات

روی اسب با له دار ، تویی تنها تک سوار
عشقه رو یاییۀ من،
تویی عشق موندگار، تویی عشق موندگار

با حضور آرزو، لحظه های دم به دم
هم قطاره خاطره، همیشه دنباله هم

کفشه جنگلای سبز، پای جاده های دور
توی تاریکی راه، رنگه چشمات مثله نور
رنگه چشمات مثله نور

روی رقص شاپرک، زیره بارونه چشات
دله من میلرزه واسه بوسه رو لبات

روی اسب باله دار تویی تنها تک سوار
عشقه رو یاییۀ من،
تویی عشق موندگار، تویی عشق موندگار.

فصله بارون و عشق رو غبار نسترن
منو تو عاشقه هم
تو خوابه گل شدن

شعلۀ وحشی عشق بی گناه و بی صدا
یه ترانه وسوسه، رنگه سرخه غروبا

روی رقص شاپرک، زیره بارونه چشات
دله من میلرزه واسه بوسه رو لبات

روی اسب باله دار تویی تنها تک سوار
عشقه رو یاییۀ من،
تویی عشق موندگار، تویی عشق موندگار

نوشته شده توسط مهیار جوان  | لینک ثابت |

متن ترانه های معین(قسمت پنجم) شنبه هجدهم شهریور 1391 14:36

گل ستاره

صدای پای ماه میاد تو آسمون 
انگار عروسیه تو شهر عاشقون

حریر مهتاب رو سرش، ستاره ها دورو برش
الهی که کسی نیاد به غیر من در نظرش،
به غیر من در نظرش

دل پره انتظاره ، مژدۀ وصل یاره
دل پره انتظاره ، مژدۀ وصل یاره

از آسمون میباره امشب گل ستاره
از آسمون میباره امشب گل ستاره

من میخوام تو چشمه تو نگاه کنم
اسمتو شبانه روز صدا کنم

وقتی که سحر میشه دوباره باز،
چشمامو تو چشمای تو وا کنم

خدا کنه تو زندگی همیشه آفتابی باشه
شبا برای عاشقا ، همیشه مهتابی باشه
همیشه مهتابی باشه.

دل پره انتظاره ، مژدۀ وصل یاره
دل پره انتظاره ، مژدۀ وصل یاره

از آسمون میباره امشب گل ستاره
از آسمون میباره امشب گل ستاره

من میخوام تو چشمه تو نگاه کنم
اسمتو شبانه روز صدا کنم

وقتی که سحر میشه دوباره باز،
چشمامو تو چشمای تو وا کنم

خدا کنه تو زندگی همیشه آفتابی باشه
شبا برای عاشقا ، همیشه مهتابی باشه
همیشه مهتابی باشه.

دل پره انتظاره ، مژدۀ وصل یاره
دل پره انتظاره ، مژدۀ وصل یاره

از آسمون میباره امشب گل ستاره
از آسمون میباره امشب گل ستاره 



سوز دل

من اگر عاشق نباشم از خودم سیرم 
من اگر عاشق نباشم زود میمیرم

من اگر عاشق نباشم از خودم سیرم،
زود میمیرم.

سینه سردش پیشه ماست، 
لبریزه دردش پیشه ماست،
همسفر آتش کجاست؟ همسفر آتش کجاست؟

سفرهء دل خالی و بی روزی است 
سینه ام محتاج آتش سوزی است؛
سینه ام محتاج آتش سوزی است.

نازنین تو همرهی با راز داران میکنی،
آتشی را زیره خاکستر تو پنهان میکنی

من که خود در معبد دلدادگان آیینه ام
تله خاکستر نمیخواهم درونه سینه ام

من اگر عاشق نباشم از خودم سیرم 
من اگر عاشق نباشم زود میمیرم

سفرهء دل خالی و بی روزی است 
سینه ام محتاج آتش سوزی است؛
سینه ام محتاج آتش سوزی است


سینه سردش پیشه ماست 
لبریزه دردش پیشه ماست
همسفر آتش کجاست؟ همسفر آتش کجاست؟ 
__________________

تاج سر

شهر رو چراغون مي کنم، آينه بندون مي کنم
تاج روي زلفت رو، ستاره بارون مي کنم
عطر و گلابدون ميارم، آينه و شمعدون ميارم
با حلقه هاي گل ياس، تو رو به خونم ميارم
بس که نازک تنت، چو حريره بدنت
مثل ژاله سحر، رو برگ گل مي شونمت
بيا که آشيونه رو، ديوار و سقف خونه رو
برات گلستون بکنم، دنياي عاشقونه رو

بسته ام بار سفر اي که تويي بال و پرم
با تو اي هستي من تا به ابد همسفرم
من گلستون رو دارم گل نمياد در نظرم
تاج خورشيد نمي خوام تا که تويي تاج سرم
زنده ام با نفس تو، وصل جون تو به جونم 
بي تو من حتي يه لحظه، نمي تونم که بمونم 
__________________
فردا

ما ز فردا نگرانیم که فردا چه کنیم
زیر این بار گرانی که جان را چه کنیم
روز من ثانیه هایی که نه از آن من است می خواهی
آتشی را که نه در جان من است می خواهی
روزگار روز مرا پیش فروشی کرده
دل بیدار مرا پیر فراموشی کرده
هیچ در دست ندارم که به تو عرضه کنم
چه کنم نیست هوایی که دلی تازه کنم

قصد من نیت آزار نبود
جنس من در خور بازار نبود
جنسم از خاک و دلم خاکی تر
روح من از خود من شاکی تر
جنسم از رنگ طلا بود و نه از جنس طلا
دل گرفتار بلا بود و سزاوار بلا 
__________________

بیقرار

برای دیدن تو بیقرارم تا بیام از سفر
بیام و حلقه بر در بزنم که اومدم بی خبر
میام تا سر بذارم روی سینت تا که باور کنی
نفس گیره برام بی تو دیگه زندگی بی ثمر
الهی من فدات فدای اون چشات
میخوام اینو بدونی که میمرم برات
میام تا عطر موهات باز دوباره به تنم جون بده
میام تا گرمی بوسه تو به رگم خون بده
بکش دست محبت بر سر من خستگیمو بگیر
بذار عمری بمونم توی دست مهربونت اسیر
الهی من فدات فدای اون چشات
میخوام اینو بدونی که میمرم برات
سرت رو تکیه گاهم کن . محبت را فراهم کن
تو اون چشمون عاشق را بیا فانوس راهم کن
کنار تو اگه باشم حباب قله قافم
تو شیرینم بخواه از من که قلب کوهو بشکافم
الهی من فدات فدای اون چشات
میخوام اینو بدونی که میمرم برات
برای دیدن تو بیقرارم تا بیام از سفر
بیام و حلقه بر در بزنم که اومدم بی خبر
بیا تا سر بذارم روی سینت تا که باور کنی
نفس گیره برام بی تو دیگه زندگی بی ثمر
الهی من فدات فدای اون چشات
میخوام اینو بدونی که میمرم برات
میام تا عطر موهات باز دوباره به تنم جون بده
میام تا گرمی بوسه تو به رگم خون بده
بکش دست محبت بر سر من خستگیمو بگیر
بذار عمری بمونم توی دست مهربونت اسیر
الهی من فدات فدای اون چشات
میخوام اینو بدونی که میمرم برات 
__________________

من از راه اومدم

اين قافله ی عمر ، عجب ميگذرد
اين قافله ی عمر ، عجب ميگذرد
درياب دمی ، که با طرب میگذرد،که با طرب میگذرد

ساقی ، ساقی ، غم فردای حريفان چه خوریم
پيش آر پياله را ، پيش آر پياله را ، که شب مییي گذرد

من از راه اومدم 
(من از راه اومدم)
دلت خواست اومدم
(دلت خواست اومدم)

تو از بيراهه ها رفتی ، تو چشم سياه کجا رفتی
تو از بيراهه ها رفتی ، تو چشم سياه کجا رفتی
بايد سر به جنون زد ، دل به خاک و خون زد
نرو از روزگارم ، بی تو تمومه کارم

هزار بار اومدم نبودی ، گرفتار اومدم نبودی
هزار بار اومدم نبودی ، گرفتار اومدم نبودی
به دنبال تو باز اومدم ، پی چشم سيات اومدم
فقط با يک نگاه اومدم
بايد سر به جنون زد ، دل به خاک و خون زد
نرو از روزگارم ، بی تو تمووومه کارم

گذشتن از تو آسون نيست ، مثل تو يار فراوون نيست
گذشتن از تو آسون نيست ، مثل تو يار فراوون نيست
مثل تو يار فراوون نيست
بايد سر به جنون زد ، دل به خاک و خون زد
نرو از روزگارم ، بی تو تمومه کارم

من از راه اومدم 
(من از راه اومدم)
دلت خواست اومدم
(دلت خواست اومدم)
تو از بيراهه ها رفتی ، تو چشم سياه کجا رفتی
تو از بيراهه ها رفتی ، تو چشم سياه کجا رفتی
بايد سر به جنون زد ، دل به خاک و خون زد
نرو از روزگارم ، بی تو تمومه کارم

هزار بار اومدم نبودی ، گرفتار اومدم نبودی
هزار بار اومدم نبودی ، گرفتار اومدم نبودی
به دنبال تو باز اومدم ، پی چشم سيات اومدم
فقط با يک نگاه اومدم
بايد سر به جنون زد ، دل به خاک و خون زد
نرو از روزگارم ، بی تو تمومه کارم 
__________________
هم قسم

عزیز هم قسم مگر 
كه مرگ من تورا دگر
ز قلب من جدا كند

فدای چشم مست تو
اگر به راه عشق تو
خدا مرا فنا كند

ای نفسهای تو عاشق، ای تو خوب موندنی
زنده ام با نفس تو، تا همیشه با منی

مثل شبنم رو پر گل من رو با خودت نگه دار
سینت رو گهواره ای کن، برای این تن تبدار
زیر سقف عاشقیمون، عطر موهات رو رها کن
یاس عاشقیت رو بگشا، من رو از خودم جدا کن


به دیدارم بیا

به ديدارم بيا ماه دراومد
چراغ روشن راه در اومد
اگه شب شده مهتاب توي راهه
نشون ما دو تا فانوس راهه
بذار بخنده چشمات به نگاهم 
کتاب عاشقي توي نگاهه
عزيز من چشم انتظارم نذار
بيا و زندگي رو با خود بيار

با تو نفس کشيدن رو دوست دارم
هميشه با تو بودن رو دوست دارم
بيا که فصل پر پرواز من 
دوباره پر گشون رو دوست دارم
بسه ديگه مُردم از اين بي کسي
اين همه تنهايي و دلواپسي
دل واسه ديدار تو پر مي زنه
کاشکي بدوني که ندارم کسي 
__________________

عاشقانه


ای شب از رویای تو رنگین شده
سینه از عطر تو هم سنگین شده
ای به روی چشم من گسترده خویش
شادیم بخشیده از اندوه بیش
همچو بارانی كه شوید جسم خاك
هستی ام ز آلودگی ها کرده پاک
ای طپش های تن سوزان من
آتشی در سایه مژگان من 
ای مرا با شور شعر آمیخته
این همه آتش به شعرم ریخته
چون تب عشقم چنین افروختی
لاجرم شعرم به آتش سوختی
ای دو چشمانت چمنزاران من
داغ چشمت خورده بر چشمان من
بیش از اینت گر كه در خود داشتم
هر كسی را تو نمی انگاشتم 

نوشته شده توسط مهیار جوان  | لینک ثابت |

متن ترانه های معین(قسمت چهارم) شنبه هجدهم شهریور 1391 14:25

من از راه اومدم

اين قافله ی عمر ، عجب ميگذرد
اين قافله ی عمر ، عجب ميگذرد
درياب دمی ، که با طرب میگذرد،که با طرب میگذرد

ساقی ، ساقی ، غم فردای حريفان چه خوریم
پيش آر پياله را ، پيش آر پياله را ، که شب مییي گذرد

من از راه اومدم 
(من از راه اومدم)
دلت خواست اومدم
(دلت خواست اومدم)

تو از بيراهه ها رفتی ، تو چشم سياه کجا رفتی
تو از بيراهه ها رفتی ، تو چشم سياه کجا رفتی
بايد سر به جنون زد ، دل به خاک و خون زد
نرو از روزگارم ، بی تو تمومه کارم

هزار بار اومدم نبودی ، گرفتار اومدم نبودی
هزار بار اومدم نبودی ، گرفتار اومدم نبودی
به دنبال تو باز اومدم ، پی چشم سيات اومدم
فقط با يک نگاه اومدم
بايد سر به جنون زد ، دل به خاک و خون زد
نرو از روزگارم ، بی تو تمووومه کارم

گذشتن از تو آسون نيست ، مثل تو يار فراوون نيست
گذشتن از تو آسون نيست ، مثل تو يار فراوون نيست
مثل تو يار فراوون نيست
بايد سر به جنون زد ، دل به خاک و خون زد
نرو از روزگارم ، بی تو تمومه کارم

من از راه اومدم 
(من از راه اومدم)
دلت خواست اومدم
(دلت خواست اومدم)
تو از بيراهه ها رفتی ، تو چشم سياه کجا رفتی
تو از بيراهه ها رفتی ، تو چشم سياه کجا رفتی
بايد سر به جنون زد ، دل به خاک و خون زد
نرو از روزگارم ، بی تو تمومه کارم

هزار بار اومدم نبودی ، گرفتار اومدم نبودی
هزار بار اومدم نبودی ، گرفتار اومدم نبودی
به دنبال تو باز اومدم ، پی چشم سيات اومدم
فقط با يک نگاه اومدم
بايد سر به جنون زد ، دل به خاک و خون زد
نرو از روزگارم ، بی تو تمومه کارم 
__________________
تنهای تنها

همه رفتند کسی دور و برم نیست

چنین بی کس شدن در باورم نیست

اگر این آخرا بی عاقبت بود

به جز افسوس هوایی در سرم نیست



همه رفتند کسی با ما نموندش، کسی خط دل ما رو نخوندش

همه رفتند ولی این دل ما را، همون که فکر نمی کردیم سوزوندش

که حاشا تقه ای بر در نخورده، که آیا زنده ایم یا جون سپرده

که حاشا صحبتی حرفی کلامی، که جزو رفته هاییم ما نمرده



عجب بالا و پایین داره دنیا، عجب این روزگار دل سرده با ما

یه روز دور و برم صد تا رفیق بود، منو امروز ببین تنهای تنهام

خیال کردم که این گوشه کنارا، یکی داره هوای کار ما را

یکی هم این میون دلسوز ما هست، نداره آرزو، آزار ما را 
__________________
حیران

تو حیرانی در این هنگامه، من هم از تو حیرانتر
تو در آغاز آبادی، منم هر لحظه ویرانتر
در این بن بست ظلمانی، رهایی را چه میدانی؟
فرار از خود به سوی هم، و یا از هم گریزانتر

اگر از راه برگردیم سراپا حسرت دردیم 
گذشتن، مرگ؛ ماندن، درد كدامینند آسانتر؟
كدام این پیك را گویند 
كه من هم از تو می جویم
نشانت را و ماندم بی خبر در آن پریشانتر

در این تنهایی ممتد فقط دست تو بر در زد
ندیدم از تو ای دیرآمده 
ناخوانده مهمانتر 
__________________
نماز

نماز مغربو امشب به نام عشق بر پا کن
.....الـلّـه اکــبــر.....الـلّـه اکــبــر.....

نماز مغربو امشب به نام عشق بر پا کن
واسـم از درگه حـق مهربونـيـتـو تمنا کن

بخواه عشقو از اون قادر که هر ناگـفـته مي دونه
که هر ناخونده مي خونه

هوا اونه صدا اونه خداي عاشقا اونه
هوا اونه صدا اونه خداي عاشقا اونه

از امشب تا نماز مغرب هر شب
کـــنـــارم بــاش و يـــارم بــاش
و با من با من عاشـق مـدارا کـن

بـگـو يـا رب منو رسـواي رسوا کن
تو قلبم آتش افروزان کن غوغا کن

هوا اونه صدا اونه خداي عاشقا اونه
هوا اونه صدا اونه خداي عاشقا اونه


اگه عشق مني...
اگه عشق مني امشب نمازو هم صدا با قلب من...
امشب نمازو هم صدا با قلب من ذکر خدايا کن

الــهــي هوا اونه صدا اونه خداي عاشقا اونه
هوا اونه صدا اونه خداي عاشقا اونه 
__________________
چکنم عاشق ایرانم من

با تو روینده و رویانم من
بی تو سوزنده و سوزانم من
چه کنم عاشق ایرانم من

وه چه گمگشته سری دارم من 
یوسف رفته ز کنعانم من
همچو فرزند جدا از مادر 
در هوای تو پریشانم من
مگرم نیست بجز تحفه جان
شرمسار از همه یارانم من
چه کنم عاشق ایرانم من

گاه گاهی که تو غمناک شوی
گریه ابر بهارانم من
گریه ام دست خودم نیست از اوست
پس نپرسید چه گریانم من
دلکی دارم و انسانم من
چه کنم عاشق ایرانم من 
__________________
تا از در اومد

تا از در اومد بوی گل اومد
بوی بهار و سوز دل اومد
وقتی نگام کرد آشفته بودم
حرف دلم رو کاش گفته بودم
حرف دلم رو کاش گفته بودم
نشست موهاشو شونه کرد
این دلو خوب دیوونه کرد 
دل که پی بهونه بود شکایت از زمونه کرد
نشست موهاشو شونه کرد
این دلو خوب دیوونه کرد 
دل که پی بهونه بود شکایت از زمونه کرد


تا از در اومد بوی گل اومد
بوی بهار و سوز دل اومد
وقتی نگام کرد آشفته بودم
حرف دلم رو کاش گفته بودم
حرف دلم رو کاش گفته بودم
نشست موهاشو شونه کرد
این دلو خوب دیوونه کرد 
دل که پی بهونه بود شکایت از زمونه کرد
نشست موهاشو شونه کرد
این دل رو خوب دیوونه کرد 
دل که پی بهونه بود شکایت از زمونه کرد


دل دیگه سر به راه نشد یه روز ازش جدا نشد 
دل دیگه سر به راه نشد یه روز ازش جدا نشد 
می میره نباشه یارش خیلی خرابه کارش
می میره نباشه یارش خیلی خرابه کارش


دل دیگه سر به راه نشد یه روز ازش جدا نشد 
دل دیگه سر به راه نشد یه روز ازش جدا نشد 
می میره نباشه یارش خیلی خرابه کارش
می میره نباشه یارش خیلی خرابه کارش

تا از در اومد بوی گل اومد
بوی بهار و سوز دل اومد
وقتی نگام کرد آشفته بودم
حرف دلم رو کاش گفته بودم
حرف دلم رو کاش گفته بودم 
__________________
بهانه


ای تو بهانه واسه موندن
ای نهایت رسیدن 
ای تو خود لحظه بودن 
تا طلوع صبح خورشید و دمیدن 
ای همه خوبی همه پاکی 
تو کلام آخر من 
ای تو پر از وسوسه عشق
تو شدی تمامی زندگی من 

اسم تو هر چی که میگم
همه تکرار تو حرفهای دل من 
چشم تو هر جا که میرم 
جاری تو چشمهای منتظر من 

ای تو بهانه واسه موندن 
ای نهایت رسیدن 
ای تو خود لحظه بودن 
تو طلوع صبح خورشید رو دمیدن 

تو رو اون لحظه که دیدم 
به بهانه هام رسیدم 
از تو تصویری کشیدم 
که اون و هیچ جا ندیدم 
تو رو از نگات شناختم 
قصه از عشق تو ساختم 
تو رو از خودت گرفتم 
با تو یک خاطره ساختم 

ای تو بهانه واسه موندن 
ای نهایت رسیدن 
ای تو خود لحظه بودن 
تو طلوع صبح خورشید رو دمیدن 
ای همه خوبی همه پاکی 
تو کلام آخر من 
ای تو پر از وسوسه عشق 
تو شدی تمامی زندگی من

نوشته شده توسط مهیار جوان  | لینک ثابت |

متن ترانه های معین(قسمت سوم) شنبه هجدهم شهریور 1391 14:17

الهه ناز

باز ای الهه ناز، با دله من بساز
کین غم جانگداز، برود ز برم

گر دل من نیاسود، از گناه تو بود
بیا تا ز سر گنهت گذرم.

باز میکنم دسته یاری به سویت دراز
بیا تا غم خود را با راز و نیاز، ز خاطر ببرم.

گرنکند تیر خشمت دلم را هدف؛
بخدا همچون مرغ پر شور و شرر، 
بسویت بپرم.

آنکه او ز غمت دلبندد چون من کیست؟
ناز تو بیش از این بهر چیست؟

تو الهه نازی در بزمم بنشین
من تو را وفادارم بیا که جز این،
نباشد هنرم.

اینهمه بیوفایی ندارد ثمر
بخدا اگر از من نگیری خبر،
نیابی اثرم. 
__________________
اصفهان

دلم میخواد به اصفهان برگردم 
بازم به اون نصف جهان برگردم
برم اونجا بشینم در کنار زاینده رود 
بخونم از ته دل ترانه و شعر و سرود ترانه و شعرو سرود

خودم اینجا دلم اونجا همه راز و نیازم اونجا
ای خدا عشق منو یار منو اون گل نازم اونجا 
چکنم با کی بگم عقده دل رو پیش کی خالی کنم
دردمو با چه زبون به اینو اون حالی کنم 

اسمون گریه کند بر سر جانانه من 
اشک ریزان شده دلدار در ان خانه من
از غم دوری او همدم پیمانه شدم 
همچو شبگرد غزل خون سوی میخانه شدم 
مست و دیوانه شدم مست و دیوانه شدم 
به خدا این دل من پر از غمه تموم دنیا برام جهنمه
هر چه گویم من از این سوز دلم 
به خدا بازم کمه بازم کمه

چکنم با کی بگم عقده دل رو پیش کی خالی کنم
دردمو با چه زبون به اینو اون حالی کنم 

دلم میخواد به اصفهان برگردم 
بازم به اون نصف جهان برگردم 
__________________

سفر

سفر کردم که از عشقت جدا شم

دلم می خواست دگر عاشق نباشم

ولی عشقت تو قلبم مونده، ای وای

دل دیوونمو سوزونده ای دل

هموزم عاشقم، دنیای دردم

مثل پروانه ها دورت می گردم



سفر کردم که از یادم بری، دیدم نمیشه

آخه عشق یه عاشق با ندیدن کم نمیشه

غم دور از تو موندن، یه بی بال و پرم کرد

نرفت از یاد من عشق، سفر عاشق ترم کرد

هموز پیش مرگتم من، بمیرم تا نمیری

خوشم با خاطراتم، اینو از من نگیری



دلم از ابر و بارون به جز اسم تو نشنید

تو مهتاب شبونه فقط چشمم تو رو دید

نشو با من غریبه مثل نا مهربونها

بلا گردون چشمهات زمین و آسمونها

می خواهم برگردم اما می ترسم، می ترسم، بگی حرفی ندارم

بگی عشقی نمونده، می ترسم بری تنهام بزاری

تو رو دیدم تو بارون، دل دریا تو بودی

تو موج سبز سبزه، تو صحرا تو بودی

مگه میشه ندیدت، تو مهتاب شبونه

مگه میشه نخوندت، تو شعر عاشقونه 
__________________

بانو

داغ بوسه ات رو لبامه بانو جونم
تا ابد مال منی اینو می دونم
تو گلا پنهون شدی ای بهتر از گل
تا بیام بین گلا تو رو بچینم

بانو جون مهربون دوای دردم
بانو جون بانو جون دورت می گردم


گلای محمدی بوی تو دارن
نرگسا چشم تو رو یادم میارن
خرمن موهای تو بنفشه زارن
بازوهات نسترن صبح بهارن

می گیره دلم بهونه ت
شب میام بسوی خونه ت
می دونی که این دیوونه ت 
بی قراره 
خواب و آروم که نداره

بانو جون مهربون دوای دردم
بانو جون بانو جون دورت می گردم... 
__________________

دل سوخته

دلسوخته تر از همه ی سوختگانم
از جمع پرکنده ی رندان جهانم
در صحنه ی بازیگری کهنه ی دنیا
عشق است قمار من و بازیگر آنم
با آنکه همه باخته در بازی [عشقند]
بازنده ترین است در این جمع نشانم
ای عشق از تو زهر است به [جامم]
دل سوخت ،‌ تن سوخت ، ماندم من و [نامم]
دلسوخته تر از همه ی سوختگانم
از جمع پرکنده ی رندان جهانم
عمری ست که می بازم و یک برد ندارم
اما چه کنم عاشق این کهنه قمارم
ای دوست مزن زخم زبان جای نصیحت
بگذار ببارد به سرم سنگ مصیبت
من زنده از این جرمم و [حاضر به] مجازات
مرگ است مرا گر بزنم حرف ندامت
باید که ببازم با درد بسازم
در مذهب رندان این است نمازم
عمری ست که می بازم و یک برد ندارم
اما چه کنم ، عاشق این کهنه قمارم
من در به در عشقم و رسوای جهانم
چون سایه به دنبال سر عشق روانم
او کهنه حریف من و من کهنه حریفش
سرگرم قماریم من و او ،‌ بر سر جانم
باید که ببازم ، با درد بسازم
در مذهب رندان ، این است نمازم
عمری ست که می بازم و یک برد ندارم
اما چه کنم عاشق این کهنه قمارم 

نوشته شده توسط مهیار جوان  | لینک ثابت |

متن ترانه های معین(قسمت دوم) شنبه هجدهم شهریور 1391 14:14

زندگی

زندگی با تو چقدر قشنگه، خوبِ من
آسمونِ عشق چه آبی رنگِ
سر بذار آروم به روی شونم، شیرینم
وقتی که خسته از این زمونم

ای غمِ عشقِ تو چارهً من
بودنت عمر دوبارهً من
توی این شبهای بی ستاره
چشمای قشنگ تو ستارهً من، ستارهً من

زندگی با تو چقدر قشنگه، خوبِ من
آسمونِ عشق چه آبی رنگِ

خوبِ من، ای طبیب مهربون دلِ بیمارِ من
ماه من، چشم تو چراغِ روشن به شبِ تار من
یار من، وقتیکه پر از بهونم تویی غمخوارِ من

زندگی با تو چقدر قشنگه، خوبِ من
آسمونِ عشق چه آبی رنگِ

ای غمِ عشقِ تو چارهً من
بودنت عمر دوبارهً من

توی این شبهای بی ستاره
چشمای قشنگ تو ستارهً من، ستارهً من

زندگی با تو چقدر قشنگه، خوبِ من
آسمونِ عشق چه آبی رنگِ
سر بذار آروم به روی شونم، شیرینم
وقتی که خسته از این زمونم 
__________________
رویا

من از این دنیا چی میخوام دو تا صندلی چوبی
که منو تو رو بشونن واسه گفتن خوبی 
من از این دنیا چی میخوام یه وجب زمین خالی
همونقدر که یک اطاقک بشه خونه خیالی
من از این دنیا چی میخوام یه جعبه مداد رنگی
بکشم رو تنه دنیا رنگه خوبیو قشنگی
آدمهای دستو دلباز از توی قلک طاقچه
بردارن بذر محبت واسه بارداری باغچه
من از این دنیا چی میخوام دو تا صندلی چوبی
که منو تو رو بشونن واسه گفتن خوبی 
من از این دنیا چی میخوام دو تا بال برای پرواز
برم تا روز تولد برسم به فصله آغاز
برم پیشه بچه هایی که یه لقمه نون ندارن
که یک شب با یک دل سیر چشاشونو هم بذارن
بگم غصه ها سر اومد گریه بس که بهتر اومد 
من از این دنیا چی میخوام دو تا صندلی چوبی
که منو تو رو بشونن واسه گفتن خوبی


تو خوبی

اومدی که عشقو با تو بشناسم
دنیای شور و نشاطو بشناسم

اومدی که زیره سایه تو من
چشمه آب حیاتو بشناسم

تو خوبی تو ماهی فدات بشم الهی،الهی،الهی
واسه من تو دنیا تو تنها تکیه گاهی،امیدی، پناهی

چو نسیمه نو بهاران به نوازش گلستان اومدی
مثله یک بارون رحمت به نجات سبزه زاران اومدی

تو همان فرشته ای که روز و شب لحظه شماری کردم
واسه دل داری دادن به منه ذلو پریشون اومدی 

اومدی که عشقو با تو بشناسم
دنیای شور و نشاطو بشناسم

اومدی که زیره سایه تو من
چشمه آب حیاتو بشناسم

تو خوبی تو ماهی فدات بشم الهی،الهی،الهی
واسه من تو دنیا تو تنها تکیه گاهی،امیدی، پناهی

شب بی ستاره بودم ،
تو همان خورشیدی که به من تابیدی.

در هوای چاره بودم،
گنجه خوشبختی رو تو به من بخشیدی.

اومدی که عشقو با تو بشناسم
دنیای شور و نشاطو بشناسم

اومدی که زیره سایه تو من
چشمه آب حیاتو بشناسم

تو خوبی تو ماهی فدات بشم الهی،الهی،الهی
واسه من تو دنیا تو تنها تکیه گاهی،امیدی، پناهی 
__________________

ستاره

نور چراغ خونهء این دل دیوونه تو یی
ماه تو یی ، مهر تو یی ، عزیزه دردونه تو یی
اومدی شبای عمرمو چراغونی کنی
خوش قدم با هر قدم غمامو قربونی کنی.

ستاره خونم شدی، تو وصله جونم شدی
واسه شبای زندگی، ستاره درمونم شدی

چشمو دله حریسم از دیدن تو سیر نمیشه.
راز و رمز عشقه تو هیچ جوری تعبیر نمیشه.
دعای خیرمو میخوام سرمه چشمونت کنم 
از هر چی چشمه بد که هست، 
یه جوری پنهونت کنم.

ستارهء خونم شدی، تو وصلهء جونم شدی
واسه شبای زندگی، ستاره درمونم شدی

نور چراغ خونهء این دل دیوونه تو یی
ماه تو یی ،مهر تویی، عزیزه دردونه تو یی.
اومدی شبای عمرمو چراغونی کنی
خوش قدم با هر قدم غمامو قربونی کنی.

ستاره خونم شدی، تو وصله جونم شدی
واسه شبای زندگی، ستاره درمونم شدی

نوشته شده توسط مهیار جوان  | لینک ثابت |

متن ترانه های معین(قسمت اول) شنبه هجدهم شهریور 1391 14:13

یکی را دوست می دارم

يكي را دوست مي دارم ، ولي افسوس او هرگز نمي داند
نگاهش مي كنم ،شايد بخواند از نگاه من ، كه او را دوست دارم
ولي افسوس او هرگز نگاهم را نمي خواند ‹ و ا ي ›

به برگ گل نوشتم من ، كه او را دوست مي دارم
ولي افسوس ، او گل را به زلف كودكي آويخت ، تا او را بخنداند
صبا را ديدم و گفتم صبا ، دستم به دامانت 
بگو از من به دلدارم ، تو را من دوست مي دارم
ولي ناگه ، ز ابر تيره برقي جست و روي ماه تابان را بپوشانيد

من به خاكستر نشيني ، عادت ديرينه دارم
سينه مالا مال درد ، اما دلي بي كينه دارم
پاكبازم من ولي ، در آرزويم عشق بازي
مثل هر جنبنده اي ، من هم دلي در سينه دارم
من عاشق ، عاشق شدنم
در كدامين مكتب و مذهب ، جرم است پاكبازي
در جهان ، صدها هزاران پاكباز ، در سينه دارم
كار هر كس نيست مكتب داري اين پاكبازان
هديه از سلطان عشق ، بر هر دو پايم پينه دارم
من عاشق ، عاشق شدنم
من از بيراهه هاي هله بر مي گردم و آواز شب دارم
هزار و يك شبي ديگر ، نگفته زير لب دارم
مثال كوره مي سوزد تنم از عشق ، اميد طَرب دارم
حديث تازه اي از عشق مردان حَرب دارم
من عاشق عاشق شدنم ، من عاشق عاشق شدنم
من به خاكستر . . . 
__________________
پریچهر

ميخونم به هواي تو پریچهر
چه قدر خالي جاي تو پریچهر
دلم كرده هوايت واي پريچهر
دلم تنگه برايت

تو رو ميطلبم لحظه به لحظه
تويي تاب و تبم لحظه به لحظه
چشات شهر من كه شهر قصه است 
براي هر شبم لحظه به لحظه

تو از هزارو يك شبي پريچهر
بجز تو زندگي هيچه پريچهر
يه دنيا همه هيچه واي پريچهر
دنيا بي تو هيچه

من از نگاه تو شب و شناختم
غزل ديدم و عاشقانه ساختم
تو هر بيت غزل قصه چشمات
دلم قافيه شد قافيه باختم

شب چشم تو قیمتی ترینه
به انگشتر عمر من نگین 
همه دنیای من فقط همین 
همین شرقی ترین شب زمین

تو معجون گل و مخمل نوري
پريواره قصه هاي حوري
تموم قصه ها بي تو ميميرن
كه تو حوصله سنگ صبوري 
__________________

دل شکسته

پشت درهاي بسته ، عاشق دلشكسته ، داره هواي خوندن 
با تو عزيز خسته ، با تو عزيز خسته
دوست دارم عزيزم عاشقتم هنوزم 
نذار تا بيشتر از اين به پاي تو بسوزم
آره خودم فداتم فداي اون چشاتم 
به قربون نگاتم هميشه خاك پاتم 
بيا كه زندگي رو به چشم تو ببينم 
تو اين ديار غربت كنار تو بشينم

كي از تو نــخــونه كـيـه بـــا تــــو نمونه
مي خونم عاشقونه واست خونه به خونه
بيا بازم با من باش اميد آخرم باش
تو اين ديار غربت تو تنها ياورم باش 
__________________

خالق

ای خالق هر قصه من این منو این تو 
بر ساز دلم زخمه بزن این منو این تو
هر لحظه جدا از تو برام ماهی و سالی
با هر نفسم داد میزنم جای تو خالی
منم عاشق ناز تو كشیدن
بخاطر تو از همه بریدن تنها تو رو دیدن
منم عاشق انتظار كشیدن
صدای پا تو از كوچه شنیدن تنها تو رو دیدن

تو اون ابر بلندی كه دستات شفای شوره زاره
تو اون ساحل نوری كه هر موج به تو سجده میاره
تو فصل سبز عشقی كه هرگل بهارو از تو داره 
اگه نوازش تو نباشه گل گلخونه خاره

تو آخرین كلامی كه شاعر تو هر غزل میاره
بدون تو خدا هم تو شعراش دیگه غزل نداره
بمون كه شوكت عشق بمونه كه قصه گوی عشقی
نگو كه حرمت عشق شكسته تو آبروی عشقی 
__________________
افسون

من به بند افسونم ، من به بند افسونم ، یک دوروزه مهمونم
می گریزم از دنیا ، شبگرد و پریشوم ، شبگرد و پریشوم
لب ز هر سخن بستم ، لب ز هر سخن بستم ، مِی نخورده سرمستم
مستم از خیال تو ، تا که در جهان هستم ، تا که در جهان هستم
ای دل ، ای جان ، برو فکر دگر من ، یادِ یاران برو از سر بدر کن
ای دل ، ای جان ، برو فکر دگر من ، یادِ یاران برو از سر بدر کن


اگر افتاده ام چون دانه بر خاک ، بروید از دلم بس گوهر پاک
چو شبگردان مرا ماوا نباشد ، دگر جانی در این دنیا نباشد
چو شبگردان مرا ماوا نباشد ، دگر جانی در این دنیا نباشد
ز دلداده کسی پروا ندارد ، دل از دلدادگی حاشا ندارد
ای دل ، ای جان ، برو فکر دگر من ، یادِ یاران برو از سر بدر کن
ای دل ، ای جان ، برو فکر دگر من ، یادِ یاران برو از سر بدر کن


چه گویم من دگر از زندگانی ، چه گویم من دگر از زندگانی ، ز بند و قید و رنج آنچنانی
دل بی باورم باور نکردی ، که آخر بی کس و تنها می مونی ، که آخر بی کس و تنها می مونی
ای دل ، ای جان ، برو فکر دگر من ، یادِ یاران برو از سر بدر کن
ای دل ، ای جان ، برو فکر دگر من ، یادِ یاران برو از سر بدر کن
برو از سر بدر کن
برو از سر بدر کن
برو از سر بدر کن 
__________________
دیوانگی

یا رب مرا یاری بده تا خوب ازارش کنم
هجرش دهم زجرش دهم خوارش کنم زارش کنم
ار بوسه های اتشین وز خنده های دلنشین
صد شعله در جانش زنم صد فتنه در کارش کنم
در پیش چشمش ساغری گیرم زدست دیگری
از رشک ازارش دهم وز غصه بیمارش کنم
هر شامگه در خانه ای چابک تر از پروانه ای
رقصم بر بیگانه ای وز خویش بیزارش کنم
چون بینم ان شیدای من فارق شد از سودای من
منزل کنم در کوی او باشد که دیدارش کنم
گیسوی خود افشان کنم جادوی خود گریان کنم
با گونه گون سوگندها بار دگر یارش کنم
چون یار شد بار دگر کوشم به ازار دگر
تا این دل دیوانه را راضی ز ازارش کنم
یا رب مرا یاری بده تا خوب ازارش کنم
هجرش دهم زجرش دهم خوارش کنم زارش کنم
ار بوسه های اتشین وز خنده های دلنشین
صد شعله در جانش زنم صد فتنه در کارش کنم
در پیش چشمش ساغری گیرم زدست دیگری
از رشک ازارش دهم وز غصه بیمارش کنم
هر شامگه در خانه ای چابک تر از پروانه ای
رقصم بر بیگانه ای وز خویش بیزارش کنم
چون بینم ان شیدای من فارق شد از سودای من
منزل کنم در کوی او باشد که دیدارش کنم
گیسوی خود افشان کنم جادوی خود گریان کنم
با گونه گون سوگندها بار دگر یارش کنم
چون یار شد بار دگر کوشم به ازار دگر
تا این دل دیوانه را راضی ز ازارش کنم 
__________________
دنیا دنیا

عشق من ! خبری از حال زارم نداری ،
هر لحظه تو غمی بر روی غمهام می ذاری

دلدارم ! تو امید فرداهای که هستی ،
محبوبم ! دل به پای محبّت که بستی
محبوبم ! دل به پای محبت که بستی

روزی که دل به حرف های توبستم ،
جام عمر ُ جوونیم ُ شکستم

عاشق شدم غم را به جان خریدم ،
بی پروا پای غصّه ها نشستم

دنیا دنیا ! موندن تنها ، دیگه فایده نداره ،
دنیا دنیا! باسه منِ تنها ، زندگی شام تاره

دنیا دنیا ! ای بی فردا ، مثل رویا قشنگی ،
دنیا دنیا ! با عاشق ها ، بی وفا و دورنگی

**********

روزها آمد شب ها طی شد ، به کنارم نموندی
ببین آخر ای ستمگر جون به لبهام رسوندی

بهار رفت ماه دی شد ، تو شدی گلِ سرما
آتش دل خاکستر شد ، بی خبر از دل ما

بهار رفت ماه دی شد ، تو شدی گلِ سرما
آتش دل خاکستر شد ، بی خبر از دل ما

دنیا دنیا ! موندن تنها ، دیگه فایده نداره ،
دنیا دنیا! باسه منِ تنها ، زندگی شام تاره

دنیا دنیا ! ای بی فردا ، مثل رویا قشنگی ،
دنیا دنیا ! با عاشق ها ، بی وفا و دورنگی
بی وفا و دورنگی

**********

عشق من ! خبری از حال زارم نداری ،
هر لحظه تو غمی بر روی غمهام می ذاری

دلدارم ! تو امید فرداهای که هستی ،
محبوبم ! دل به پای محبّت که بستی
محبوبم ! دل به پای محبت که بستی

روزی که دل به حرف های توبستم ،
جام عمر ُ جوونیم ُ شکستم

عاشق شدم غم را به جان خریدم ،
بی پروا پای غصّه ها نشستم

دنیا دنیا ! موندن تنها ، دیگه فایده نداره ،
دنیا دنیا! باسه منِ تنها ، زندگی شام تاره

دنیا دنیا ! ای بی فردا ، مثل رویا قشنگی ،
دنیا دنیا ! با عاشق ها ، بی وفا و دورنگی
بی وفا و دورنگی
بی وفا و دورنگی
بی وفا و دورنگی 
__________________
دل شکسته

پشت دراي بسته عاشقي دل شكسته
داره هواي خوندن با تو عزيز خسته

دوست دارم عزيزم عاشقتم هنوزم
نذار تا بيشتر از اين بپاي تو بسوزم

آره خودم فداتم فداي اون چشاتم
به قربون نگاتم هميشه خاك پاتم

بيا كه زندگي رو به چشم تو ببينم
تو اين ديار غربت كنار تو بشينم

كيه از تو نخونه كيه با تو نمونه
مي خونم عاشقونه واست خونه به خونه

بيا بازم با من باش اميد آخرم باش
تو اين ديار غربت تو تنها باورم باش 
__________________
سفر 

سفر کردم که از عشقت جدا شم
دلم مي خواست ديگه عاشق نباشم
ولي عشق تو موند و اي واي
دل ديوونه مو سوزوند و اي واي 
هنوزم عاشقم دنياي دردم
مثل پروانه ها دورت مي گردم

سفر کردم که از يادم بري، ديدم نميشه
آخه عشق اي عاشق با نديدن کم نميشه
غم دور از تو موندن، يه بي بال و پرم کرد
نرفت از ياد من عشق، سفر عاشق ترم کرد
هنوز پيش مرگتم من بميرم تا نميري 
خوشم با خاطراتم اينو از من نگيري

دلم از ابر و بارون، بجز اسم تو نشنيد
تو مهتاب شبونه، فقط چشمام تور و ديد
نشو با من غريبه مثل نامهربونا
بلاگردون چشمات زمين و آسمونا
مي خوام برگردم اما مي ترسم
مي ترسم بگي حرفي نداري
بگي عشقي نمونده مي ترسم بري تنهام بذاري

تو رو ديدم تو بارون دل دريا تو بودي
تو موج سبز سبز تن صحرا تو بودي
مگه مي شه نديدت تو مهتاب شبونه
مگه مي شه نخوندت تو شعر عاشقونه 
__________________
این چه عشقیست

این چه عشقیست که در دل دارم
من از این عشق چه حاصل دارم
میگریزی ز من و در طلبت 
باز هم کوشش باطل دارم

باز لبهای عطش کرده من
عشق سوزان تو را میجوید
میطپد قلبمو با هر طپشی
قصه عشق تو را میگوید

بخت اگر از تو جدایم کرده
میگشایم گره از بخت چه باک
ترسم این عشق سرانجام مرا
بکشد تا به سراپرده خاک 

این چه عشقیست که در دل دارم
من از این عشق چه حاصل دارم 

نوشته شده توسط مهیار جوان  | لینک ثابت |